server1 server1 server1 server1

آخرین تصاویر فرزندان زهرا

امامان(ع) دودمان پاک نبی اکرم(ص)

اهل بیت(ع)
امامان(ع) دودمان پاک نبی اکرم(ص)

پدید آورنده : حجة الاسلام و المسلمین سید احمد خاتمی ، صفحه 6
اللّه(ص)» نامیده و به آنها سلام می کنیم.
در این مقاله به شرح و توضیح این جمله می پردازیم.
واژه ذریه
این واژه در اصل به معنای «فرزندان کوچک و کم سن و سال» است(1) ولی غالباً به همه فرزندان بلاواسطه و بواسطه گفته میشود(2) و در مفرد و جمع به کار می رود.(3)
درباره ریشه اصلی این لغت احتمالات متعددی داده شده است بعضی آنرا از «ذرء» به معنای آفرینش می دانند بنابراین مفهوم اصلی ذریه با مفهوم مخلوق و آفریده شده برابر است.
جویر می گوید: ذرء اللّه الخلق یذرؤهم ذرءاً خلقهم و منه الذریة و هی نسل الثقلین.(4)
بعضی آنرا از «ذرّ» می دانند که در اصل به معنای لطافت و پراکندگی است و بر مورچه های کوچک و برنور پراکنده هنگام طلوع خورشید اطلاق می گردد. «ذریره» یا «ذروه» به نوعی از عطر گفته می شود چون پخش می گردد.(5) گفته اند نسل آدمی را از آن جهت ذرّیه می گویند که در آغاز پیدایش ذرات ریزی است که در رحم پراکنده می شود.(6)
سومین احتمال این است که ذریه از ماده «ذرو» به معنای پراکنده ساختن گرفته شده و این که فرزندان انسان را ذریه گفته اند به خاطر آن است که آنها پس از تکثیر مثل به هر سو در روی زمین پراکنده می شوند.(7)
به این ترتیب بر اساس هر کدام از معانی لغوی که ذریه را معنا کنیم «ذریه رسول اللّه(ص)» به معنای نسل و فرزندان پیغمبر خداست.
امامان فرزندان رسول خدا
این فراز می گوید که امامان سلام اللّه علیهم اجمعین حقیقتاً فرزندان رسول خدا هستند. برخی از دشمنان اهلبیت(ع) از امویان و عباسیان به استناد یک شعر جاهلی در پی آن بودند که انکار کنند که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) و دیگر امامان فرزندان پیامبرند آن شعر این است:
بنونا بنو ابناءنا و بناتنا     بنوهن ابناء الرجال الاباعد
یعنی فرزندان ما تنها پسرزاده های ما هستند اما دخترزاده های ما فرزندان مردم بیگانه محسوب می شوند نه فرزندان ما
این طرز فکر مولود همان سنت غلطی بود که در جاهلیت دختران و زنان را عضو اصلی جامعه انسانی نمی دانستند و آنها را در حکم ظروفی برای نگهداری پسران می پنداشتند چنانکه شاعر آنها می گوید:
و انما امهات الناس اوعیة     مستودعات وللانساب آباء
مادران مردم حکم ظروفی برای پرورش آنها دارند و برای نسب تنها پدران شناخته می شوند.(8)
قرآن کریم به صراحت احکام فرزند را بر فرزند دختر هم جاری می داند:
در سوره انعام آیه 84 و 85 درباره فرزندان ابراهیم می خوانیم:
«و من ذریته داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون و کذلک نجزی المحسنین و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس کلٌ من الصالحین؛از فرزندان ابراهیم داود، و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون بودند و این چنین نیکوکاران را پاداش می دهیم و نیز زکریا و یحیی و عیسی و الیاس که همه از صالحان بودند.»
در این آیه حضرت مسیح از فرزندان ابراهیم شمرده شده در حالی که فرزند دختری بود و حضرت عیسی پدر نداشت.
در آیه مباهله هم «امام حسن(ع)» و «امام حسین(ع)» ابناءنا خوانده شده اند:
«فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة اللّه علی الکاذبین؛(9) هرگاه بعد از علم و دانش که درباره «مسیح» به تو رسیده باز کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند به آنها بگوئید بیائید ما فرزندان خود را دعوت کنیم و شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت کنیم شما هم زنان خود را، ما نفوس خود را دعوت کنیم، شما هم نفوس خود آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.»
در ماجرای مباهله پیامبر اکرم(ص) در حالی به محل مباهله آمد که دست علی بن ابی طالب(ع) را گرفته بود و حسن و حسین(ع) در پیش روی او راه می رفتند و فاطمه سلام اللّه علیها پشت سر می رفت.
نیز در آیات مربوط به زنانی که ازدواج با آنها حرام است می خوانیم و «حلائل ابناءکم…؛(10) همسران پسران شما» در میان فقهای اسلام این مسئله مسلّم است که همسران پسرها و نوه ها چه دختری باشند و چه پسری بر شخص حرام است و مشمول آیه فوق می باشد.
در روایات نیز امامان(ع) بر این نکته تأکید داشتند که فرزندان پیامبرند و در موارد فراوانی با دشمنان به احتجاج نشستند از جمله در روایتی آمده است:
در زمانی که امام رضا(ع) در خراسان بود روزی مأمون در حال قدم زدن با آن حضرت بود که گفت ای ابوالحسن درباره مطلبی فکر می کردم و به حقیقت مطلب پی بردم در نسبت خودمان و نسبت شما فکر می کردم دیدم فضیلت ما و شما یکی است( زیرا نسبت هر دو به رسول اللّه می رسد) و دیدم اختلاف پیروان ما و شما از روی تعصّب و هوای نفس است، امام رضا(ع) فرمود: این کلام جوابی دارد که اگر مایل باشی بیان می کنم و گرنه نمی گویم. مأمون گفت: هدف من این است که بدانم نظر شما در این باره چیست؟ امام رضا(ع) فرمود:
«انشدک اللّه یا امیرالمؤمنین! لوان اللّه تعالی بعث نبیّه محمداً صلی اللّه علیه و آله و سلّم فخرج علینا من وراء اکمة من هذه الآکام فخطب الیک ابنتک اکنت زوجّه ایاها؛ ای امیرالمؤمنین (به احتمال قوی این تعبیر راوی است اطرافیان شاهان معمولاً در تعابیر اصطلاح خود را می گویند مثلاً اگر یک مورخ طاغوتی بخواهد دیدار شخصی را با شاه روایت کند می گوید او گفت اعلی حضرت!! در حالی که او تعبیر معمولی داشته است. احتمال هم هست که امام(ع) این جمله را تقیه فرموده باشند زیرا «امیرالمؤمنین فقط لقب مولی علی(ع) است» تو را به خدا قسم می دهم اگر پیامبر خدا از پشت این تپه ها بیرون آید و از دختر تو خواستگاری کند آیا جواب مثبت می دهی؟
مأمون گفت: «سبحان اللّه! آیا کسی به خود اجازه می دهد که به رسول خدا(ص) جواب ردّ بدهد (و خود را از این افتخار محروم کند) آنگاه امام رضا(ع) فرمود: «افتراه کان یحل له ان یخطب ابنتی الیّ» آیا فکر می کنی بر آن حضرت جایز است که از دختر من خواستگاری کند؟ مأمون ساکت شد سرش را به زیر انداخت و سپس گفت: به خدا سوگند شما بیش از دیگران به پیامبر خدا(ص) انتساب دارید.(11)
سیادت
اینک که سخن از ذریه پیامبر(ص) به میان آمد مناسب است بحثی هم پیرامون «سیادت» و جایگاه آن تقدیم کنیم.
سیادت یک نوع شرافت معنوی است که در دودمان پیغمبر اسلام وجود دارد و اساساً این یک موضوع عمومی است که دودمان و فرزندان شریف و برجسته به تناسب مقام بزرگ خاندان آنها در میان تمام اقوام دارای احترام و شخصیت خاصی هستند بنابراین احترام و شخصیت سادات در نظر ما همان نسبتی است که با بزرگترین شخصیت عالم انسانیت یعنی پیغمبر اسلام(ص) دارند و کلمه «سیّد» که د رلغت عرب به معنای آقا است روی همین نظر به آنها اطلاق می شود.
در رابطه با سیادت دو نکته حائز اهمیت است:
1ـ سادات و حریم سیادت
یکی آنکه «سیادت» چون انتساب به نبی اکرم(ص) است، باید پاس داشته شود و بیش از همه سادات باید آنرا پاس دارند که گفته اند: حرمت امام زاده را باید متولّی آن نگهدارد.
پاس داشتن این مقام به آن است که بیش از دیگران باید حریم خدا و دین را نگهدارند. قرآن کریم به همسران پیامبر(ص) می گوید که شما به علّت انتسابی که به پیامبر(ص) دارید هم پاداش کار خوبتان دو برابر است و هم مجازات گناهتان:
«یا نساء النبی من یأت منکن بفاحشة مبیّنة یضاعف لها العذاب ضعفین و کان ذلک علی اللّه یسیراً و من یقنت منکن للّه و رسوله و تعمل صالحاً نؤتها اجرها مرّتین و اعتدنالها رزقاً کریماً؛(12) ای همسران پیامبر! هر کدام از شما گناه آشکار و فاحشی مرتکب شود عذاب او دو چندان خواهد بود و این برای خدا آسان است و هر کس از شما برای خدا و پیامبرش خضوع کند و عمل صالح انجام دهد پاداش او را دوچندان خواهیم ساخت و روزی پر ارزش برای او فراهم ساخته ایم.»
آری انتساب به پیامبر اکرم(ص) همانگونه که افتخار است مسئولیت مضاعف را هم درپی دارد.
در روایتی آمده است که شخصی به امام سجاد(ع) عرض کرد: «انکم اهلبیت مغفور لکم؛ شما خانواده ای هستید که خداوند شما را مشمول آمرزش خود قرار داده است» امام در غضب شد و فرمود: «لانحن احری ان یجری فینا ما اجری اللّه فی ازواج النبی(ص) من ان تکون کما تقول انا نری لمحسننا ضعفین من الاجر و لمسیئنا ضعفین من العذاب ثم قرء الآیتین؛(13) ما سزاوار تریم که آنچه را که خدا درباره همسران پیامبر جاری کرده در مورد ما جاری شود نه چنان است که تو می گوئی ما برای نیکوکارمان دوپاداش و برای بدکارمان دو کیفر و عذاب قائل هستیم سپس دو آیه فوق را به عنوان شاهد تلاوت فرمود.»
بر این اساس است که «انتساب پیامبر(ص) به تنهائی» منهای عمل صالح نمی تواند مایه افتخار باشد. شاهد آن نفرین قرآن بر عموی پیامبر اکرم(ص) است: «تبّت یدا ابی لهب وتبّ ما اغنی عنه ماله و ما کسب سیصلی ناراً ذات لهب و امرأته حمالة الحطب فی جیدها حبل من مسد؛(14) بریده باد دو دست ابولهب (مرگ بر او باد). هرگز مال و ثروت او و آنچه بدست آورد به حالش سودی نبخشید و به زودی وارد آتشی می شود که دارای شعله فروزان است و همچنین همسرش در حالی که هیزم به دوش می کشد و در گردنش طنابی از لیف خرماست.»
«ابولهب» فرزند عبدالمطلب است و کینه توزانه ترین عداوتها را نسبت به پیامبر اکرم(ص) داشت، همانند سایه پیامبر(ص) را تعقیب می کرد و پیوسته درصدد خنثی کردن تلاشهای روشنگرانه، هدایت گرانه و دلسوزانه پیامبر(ص) بود. چون منحرف بود این چنین مورد نفرت ابدی قرار گرفت.
نیز داستان فرزند نوح هم شاهد و عبرتی در این زمینه است او با این که فرزند بی واسطه پیامبری بزرگ، اولواالعزم حضرت نوح است اما چون خطش از خط آن پیامبر بزرگ جدا بود قرآن به صراحت می گوید که او اهل تو نیست: «قال یا نوح انه لیس من اهلک انه عمل غیر صالح…؛(15) خداوند فرمود: ای نوح او از اهل تو نیست او عمل غیر صالحی است…»
این پیامبرزاده آنقدر با بدان بنشست و در اعمال زشت و افکار نادرستشان غوطه ورگشت که گوئی وجودش تبدیل به یک عمل غیرصالح شد.
از حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) نقل شده که روزی از دوستان خود پرسید مردم این آیه را چگونه تفسیر می کنند «انه عمل غیر صالح» یکی از حاضران عرض کرد بعضی معتقدند که معنی آن این است که فرزند نوح «کنعان» فرزند حقیقی او نبود امام(ع) فرمود: «کلّا لقد کان ابنه ولکن لماعصی اللّه نفاه عن ابیه کذا من کان منّا لم یطع اللّه فلیس منّا؛(16) نه چنین است او براستی فرزند نوح بود اما هنگامی که گناه کرد و از جاده اطاعت فرمان خدا قدم بیرون گذاشت خداوند فرزندی او را نفی کرد، همچنین کسانی که از ما باشند ولی اطاعت خدا نکنند از ما نیستند.»
امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: «…ان ولیّ محمد(صلی اللّه علیه و آله) من اطاع اللّه و ان بعدت لحمته و انّ عدوّ محمد صلی اللّه علیه و آله من عصی اللّه و ان قربت قرابته؛(17) همانا دوست پیامبر(ص) کسی است که مطیع خداوند باشد هرچند پیوند نسبی او دور باشد و دشمن محمد(ص) کسی است که معصیت خداکند هرچند قرابت او نزدیک باشد.»
بنابراین آنچه ارزش حقیقی دارد و مایه نجات است اهلبیت و انتساب ولوی است نه اهلبیت شناسنامه ای و ولدی، حضرت امام صادق(ع) فرمود: «ولایتی لعلیّ بن ابی طالب احبّ الیّ من ولادتی منه لانّ ولایتی لعلی بن ابی طالب فرض و ولادتی منه فضل؛(18) پذیرش ولایت علی بن ابی طالب نزد من محبوب تر از ولادت من از حضرت است زیرا پذیرش ولایت او واجب است (و مایه نجات می گردد) در حالی که ولادت از آن حضرت فضیلت است (و به تنهائی نجات بخش نیست).»
امامان سلام اللّه علیهم اجمعین سخت بر این نکته تأکید داشتند که نژاد و سیادت به تنهائی افتخار نیست، آنگاه مایه افتخار است که همراه با تقوی باشد.
شخصی به امام رضا(ع) عرض کرد بخدا قسم بر روی زمین کسی پدرانی به شرافت پدران شما ندارد حضرت فرمود: «التقوی شرّفهم و طاعة اللّه احظتهم» تقوا (حریم نگهداری برای خدا) مایه شرف آنهاست و اطاعت از خداوند بهره آنها.
دیگری به حضرت گفت: به خدا قسم شما بهترین مردم هستید حضرت به او فرمود: «لاتحلف یاهذا خیر منی من کان اتقی لله عزّو جلّ واطوع له و اللّه ما نسخت هذه الآیة آیة و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عند اللّه اتقاکم(19)(20) فلانی این چنین قسم نخور بهتر از من آنکس است که حریم بیشتری برای خدا نگهدارد (با تقوی تر باشد) و اطاعت بیشتری از خداوند داشته باشد و به خدا قسم این آیه نسخ نشده که شما را شعبه شعبه، قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید همانا گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست.»
بی تردید امام رضا(ع) با تقواترین است. لیکن در این سخن در پی معیار دادن است، و به هنگامی که زید بن موسی بن جعفر برادر امام رضا(ع) در مدینه بیرحمانه به کسانی حمله کرد و خانه آنها را به آتش کشید و تعدادی از آنها را کشت و دستگیر شد و او را نزد امام رضا(ع) آوردند، حضرت او را شدیداً مورد توبیخ قرار داد و به او فرمود: تو مغرور به این سخن شده ای که چون فاطمه پاکدامن بود خداوند ذرّیه اش را بر آتش حرام کرده؟ این فقط مربوط به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) است تو می خواهی با معصیت وارد بهشت شوی در حالی که موسی بن جعفر با اطاعت خدا وارد بهشت شد!! در این صورت تو باید نزد خداوند گرامی تر از موسی بن جعفر باشی!!
«و اللّه ما ینال احد ما عند اللّه عزّو جلّ الّا بطاعته و زعمت انک تناله بمعصیته فبئس مازعمت؛ به خدا قسم هیچکس به مقامات الهی نمی رسد مگر با اطاعت خدا و تو فکر کردی که با معصیت به آنها می رسی!! بد فکر کردی!»
زید به امام گفت من برادر شما و فرزند پدر شما هستم، امام رضا(ع) به او فرمود: «انت اخی مااطعت اللّه عزّو جلّ ؛ تو برادر من هستی مادام که مطیع خدا باشی» آنگاه
حضرت استناد به سخن خداوند کرد که پسر نوح را اهل نوح به حساب نیاورده این نبود مگر به خاطر معصیت فرزند نوح.(21)
در روایتی حضرت به حسن بن جهم فرمود:
«یابن الجهم من خالف دین اللّه فابرء منه کائناً من کان من ایّ قبیلة کان و من عادی اللّه فلا تواله کائنا من کان من ای قبیلة کان فقلت یابن رسول اللّه و من الّذی یعادی اللّه قال من یعصیه؛(22)فرزند جهم! هر کس که مخالف دین خداست از او بیزاری بجوی هرکس که باشد و از هر قبیله ای که باشد (چون ذیل روایت زید النار است یعنی هرچند سید باشد) هر کس دشمن خداست او را دوست مدار هر کس که باشد و از هر قبیله ای باشد پس گفتم یابن رسول اللّه چه کسی است که دشمن خدا است؟ حضرت فرمود: آنکس که خدا را معصیت می کند.»(23)
احترام سادات
نکته دوم احترام به سادات و ذریه پیامبر است. این احترام احترامی مکتبی و ریشه در احترام به نبی اکرم(ص) دارد.
در روایتی از حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) رسیده است: «النظر الی ذریتنا عبادة فقیل له یابن رسول اللّه النظر الی الائمة منکم عبادة او النظر الی جمیع ذریة النبی(ص) قال (ع) بل النظر الی جمیع ذرّیة النبی(ص) عبادة مالم یفارقوا منهاجه و لم یتلونوا بالمعاصی؛(24) نگاه به ذرّیه ما عبادت است، عرض شد یابن رسول اللّه نگاه کردن به امامان از دودمان شما عبادت است یا نظر کردن به همه ذرّیه پیامبر(ص) فرمود: بلکه نگاه کردن به همه ذریه پیامبر عبادت است تا وقتی که از راه و روش پیغمبر جدا نشوند و به گناهان آلوده نگردند.»
نکته قابل توجه در روایات توجه به هر دو منظر در باب سادات است هم احترام به سادات در آن است و هم توجه به این که ارزش سادات هم به رهروی راه نبی اکرم(ص) که همان راه دینی است می باشد.
در روایتی از نبی اکرم(ص) رسیده است:
«ایّما رجل صنع الی رجل من ولدی صنیعة فلم یکافئه علیها فانا المکافئ له علیها؛(25) هر کس به یکی از فرزندانم عطا و احسانی کند که او تلافی نکرده باشد من پاداش او را خواهم داد.»
نیز در روایتی دیگر از آن حضرت رسیده است:
«اربعة انالهم شفیع یوم القیامة: الکرم لذریتی من بعدی و القاضی لهم حوائجهم والساعی لهم فی امورهم عند اضطرارهم و المحب لهم بقلبه و لسانه؛(26)
چهار گروه اند که روز قیامت من شفیع آنها خواهم بود: 1ـ آنکس که بعد از من ذریه ام را گرامی بدارد. 2ـ آن کس که در برآورده کردن حاجات آنها تلاش کند. 3ـ آن کس که به هنگام اضطرار تلاش در جهت حل مشکل آنها بنماید. 4ـ آن کس که با قلب و زبانش آنها را دوست داشته باشد.
پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ
1. شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیرنمونه، ج 2، ص 84.
2. لغت نامه دهخدا، ج 24، ص 47 ؛ فرهنگ بزرگ سخن، ج 4، ص2511.
3. المصباح المنیر، ص 207.
4. صحاح اللّغة، ج 1، ص 51 «ذرأ».
5. مقائیس اللّغة، ج 2، ص 343.
6. التحقیق قی کلمات القرآن الکریم، ج 3، ص 286؛ ادب فناء مقربان، ج 2، ص 244.
7. شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه، ج 2، ص 84.
8. تفسیر نمونه، ج 2، ص 588 «ذیل آیه مباهله 61 آل عمران».
9. سوره آل عمران، آیه 61.
10. سوره نساء، آیه 23.
11. بحارالانوار، ج 25، ص 242 ؛ ادب فناء مقربان، ج 2، ص 250 و 251.
12. سوره احزاب، آیه 30 و 31.
13. تفسیر مجمع البیان، ج 8، ص 354 ذیل آیه 30 و 31 سوره احزاب.
14. سوره تبت.
15. سوره هود، آیه 46.
16. تفسیر صافی، ج 4، ص 42.
17. نهج البلاغه، کلمه قصار 96.
18. بحارالانوار، ج 39، ص 299.
19. سوره حجرات، آیه 13.
20. بحارالانوار، ج 93، ص 224.
21. همان، ص 223 و 224.
22. همان، ص 224.
23. همان، ص 218 و عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 51.
24. بحارالانوار، ج 93، ص 225.
25. همان، ص 224.

نویسنده : ثارالله | موضوع : زیارت ها و دعا های اهل بیت


نظرات شما :

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

مطالب مرتبط