server1 server1 server1 server1

آخرین تصاویر فرزندان زهرا

امامان نشانه های تقوا

اهل بیت(ع)
امامان نشانه های تقوا

پدید آورنده : ، صفحه 10
امامان معصوم(ع) پرچم های در اهتزاز تقوا
«امام شناسی» با الهام از زیارت جامعه کبیره محور بحث این سلسله مقالات بود. در این مقاله جمله «اعلام التقی» را به تفسیر می نشینیم.
پرچم های تقوا
از ویژگیهائی که در زیارت جامعه کبیره برای امامان علیهم السلام ذکر شده آن است که آنان «اعلام التقی» یعنی نشانه های تقوا هستند. ابتدا واژه ها را معنا کرده، سپس به تفسیر جمله می پردازیم.
واژه ها
اَعلام جمع عَلَم بمعنای نشانه و علامت است. راغب گوید: علم اثر و نشانه ای است که از چیزی خبر می دهد. مثل پرچم لشگر و نشانه راه، کوه را به جهت آنکه از دورنمایان است «عَلَم» گفته می شود.(1)
در قرآن کریم می خوانیم: «و من آیاته الجوار فی البحر کالاعلام»(2) از نشانه های خداوند کشتی هائی است همچون کوهها که در دریا در حرکت است نیز می خوانیم: «وله الجوار المنشآت فی البحر کالا علام»(3) و برای اوست کشتیهای ساخته شده ای که در دریا به حرکت در می آیند و همچون کوهی هستند. گفتنی است جمع علامت علامات است و جمع عَلَم اعلام.
واژه «تُقی» اصل آن وقاء بوده است. بر اساس قاعده ای که در باب افتعال هست واو تبدیل به تاء شده است. تقی بمعنای تقوا است که ریشه آن حفظ شی ء از آنچه که مایه اذیت و ضرر آن است. این معنای لغوی آن. معنای اصطلاحی تقوا را در همین مقاله بیان می کنیم.
نشانه های تقوا
امامان نشانه های برجسته تقوا هستند. یعنی تقوا راباید با آن شناخت. هر آن چه را که این گلهای بی خار جهان هستی انجام داده اند مصداق تقوا است. آنها عَلَم تقوا هستند همانگونه که پرچم هر کشوری نشانه آن کشور است. شما در هر کشوری غیر ایران باشید اگر درجائی پرچم ایران را دیدید می یابید که اینجا مرکزی است که مربوط به کشور اسلامی ایران است. همانگونه که تابلوهای راه نشانه های مسیرند و ابعاد مختلف آنرا نشان می دهند. اینک در این فراز می گوئیم که امامان علیهم السلام پرچمها و نشانه های کشور تقوا هستند. یعنی هر رفتاری که از آن ها دیدید، آن رفتار خود پرچم تقوا است.
اگر می خواهید خود را به صفات متقین بیارائید. بکوشید صفات امامان را بیابید و به آن آراسته گردید. ببینید آنها در عرصه فردی با خدا چگونه ارتباط داشتند؟ با مردم چگونه؟ در محیط خانواده چگونه؟ با دشمنان چگونه؟ و…و… بهمان رفتار کنید آن تقوا است. لذا در روایات آمده است که هر کس که اهل تقوا باشد «آل محمّد» محسوب می گردد. نبی گرامی اسلام (ص) فرمود: «آل محمد کل تقی»(4) هر انسان با تقوائی آل پیغمبر است.
امام صادق (ع) فرمود: «من اتقی منکم واصلح فهو منّا اهل البیت قیل له منکم یابن رسول اللّه(ص) قال نعم منّا اما سمعت قول الله عزّ و جلّ «و من یتولّهم منکم فانه منهم(5) و قول ابراهیم فمن تبعنی فانه منّی»(6).
یعنی هر کس از شما که اهل تقوا و صلاح باشد از ما اهل بیت محسوب است گفته شد. از شما فرزند رسول خدا؟ حضرت فرمود: آری آیا گفته خداوند را نشنیده ای که «هر کس با آنها (اهل کتاب) دوست باشد از آنهاست و گفته حضرت ابراهیم را که هرکس از من تبعیت کند او از من است».
تقوا از نگاه اهل بیت(ع)
آنچه در اینجا مهم است تفسیر تقوا از نگاه اهلبیت (ع) است یعنی آنها تقوا را در چه می دیدند؟ آیا تقوا را تنها محدود در آوردن وظائف فردی می دانستند و همین که مثلاً کسی نماز و روزه و…و… دیگر وظائف فردی اش را بجا می آورد او را متقی می دیدند؟ آیا آنها «تقوا» را فقط در عرصه پرهیز می دیدند. و تقوا را پرهیزکاری می دانستند؟
واقعیت اینست که در پیکره اخلاق اسلامی واژه ای به جامعیت «تقوا» نداریم. در این واژه ها تمام مضامین بلند اخلاقی جمع است، حضرت امام علی(ع) فرمود: «التقی رئیس الاخلاق(7) یعنی تقوا رئیس اخلاق است. پیامبر گرامی اسلام صلی اللّه علیه و آله و سلّم در وصیت به ابوذر فرمود:«علیک بتقوا اللّه فانه رأس الامر کلّه»(8) بر تو باد به تقوا الهی که رأس همه امور است بر این اساس است که خطبای جمعه موظفند در هر دو خطبه مردم را دعوت به تقوا کنند در خطبه اول «علی الاقوی»(9) در خطبه دوم علی الاحوط»(10) و (11).
این دعوت به تقوا صرف تشریفات نیست یعنی گرچه باگفتن این جمله که «اوصیکم بتقوا اللّه» شرط انجام گرفته و خطابه و نماز جمعه مجزی می شود. لیکن روح این سفارش اینست که خطبای جمعه هر جمعه به برکت این واژه بُعدی از ابعاد تقوا را برای مردم تشریح نمایند.
تقوا در نگاه اهل بیت علیهم السلام بندگی خدا و حریم نگهداری برای حضرت حق است. از امام صادق(ع) سؤال شد تقوا چیست حضرت فرمود: «ان لایفقدک اللّه حیث امرک ولایراک حیث نهاک»(12) تقوا آن است که خداوند ترا آنجا که دستور داده غائب ندیده و آنجا که نهی نموده حاضرنبیند این یعنی آوردن واجبات و ترک محرمات.
در سخنی امام علی(ع) فرمود: «التقوا اجتناب»(13) یعنی تقوا اجتناب از گناه است.
در سخنی دیگر فرمود: «المتقی من اتقی الذنوب»(14) انسان متقی کسی است که از گناهان اجتناب کند.
نیز فرمود : «من ملک شهوته کان تقیا»(15)
آن کس که شهوت خود را مالک شود متقی است. یعنی آن کس که عنان نفس را به دست عقل سپرده و اسیر شهوات نفسانی گناه آلود نشود او باتقوا است.
نیز فرمود: «عند حضور الشهوات و اللّذات یتبین ورع الاتقیاء»(16) به هنگام شهوتها و لذتهاست که ورع اتقیاء آشکار می گردد. یعنی تقوا شعار نیست، عمل است و محک تقوا متقین عرصه لذتها و شهوتهاست.
این روایات گواه عرصه وسیع تقوا است چون واجبات محدود به واجبات فردی نیست، واجبات اجتماعی، خانوادگی، سیاسی اقتصادی، و… نیز داریم. گناه نیز محدود به گناهان فردی نیست گناهان سیاسی،اجتماعی،خانوادگی، اقتصادی،و… نیز گناه است و اهل تقوا در همه عرصه ها «حریم نگه دار» ذات مقدس ربوبی اند «حریم نگهداری برای خداوند» بهترین تفسیر تقوا است. این حریم نگهداری برای ذات مقدس ربوبی است که حافظ دین است.
تعابیر «حصن»، «حرز»، «جنّة» که در روایات برای تقوا ذکر شده گویای این نکته است که دین در سایه تقوا محفوظ می ماند و بدون آن از زندگی رخت برمی بندد.
«حصن» به معنای جائی محکم برای دور ماندن از خطر است، به پناهگاه، جان پناه، قلعه، دژ، حصن گفته می شود.(17)
امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: «اعلموا عباد اللّه ان التقوا دارحصن عزیز و الفجور دارحصن ذلیل لایمنع اهله و لایحرز من لجأ الیه الا و بالتقوا تقطع حمّة الخطایا»(18) ای بندگان خدا بدانید تقوا قلعه ای محکم و نیرومند است اما بدکاری حصاری است سست و بی دفاع که اهلش را از بدی باز نمی دارد و کسی که به آن پناهنده شود نگهداریش نمی کند آگاه باشید با تقوا می توان زهر گناهان را از بین برد.
«حرز» به معنای محل امن برای پناه بردن است.(19)
امیرمؤمنان علی (ع) فرمود: «التقوا حرز لمن عمل بها»(20) تقوا محل حفظ و نگهداری (دین) است برای آن کس که به آن پایبند باشد.
«جنّة» بمعنای سپر است. امیرمؤمنان علی(ع) فرمود:
«…فان التقوا فی الیوم الحرز و الجنّة و فی عند الطریق الی الجَنة…»(21) همانا تقوا امروز وسیله حفظ و سپر است و فردا راه رسیدن به بهشت است.
با این نگاه به «تقوا» باید تقوا را همانند خونی دید که در پیکره اخلاق اسلامی جریان دارد و در تمامی عرصه ها جلوه گری دارد. گفتنی است که روح تقوا ترک گناه است و این یعنی حریم نگهداری برای خداوند. یعنی آوردن واجبات که ترک آن گناه است و ترک محرمات که آوردن آنها معصیت است. شخصی از یکی از اهل سلوک پرسید تقوا چیست؟ او گفت: وقتی وارد سرزمینی شوی که خار دارد چگونه راه می روی؟ او گفت: احتیاط می کنم، مراقبم که خار پایم فرو نرود. آن سالک گفت: در دنیا این چنین زندگی کن (مراقب باش خار گناه به پای دینت فرو نرود) این همان تقوا است.(22)
بنابراین آنچه ما درپی اثبات آنیم آن است که تقوا را در عرصه ای وسیع ببینیم به گستردگی همه ابعاد دین و آنرا در چارچوب مسائل فردی محدود نکنیم.
اهل بیت پرچم های تقوا
اهل البیت(ع) در همه ابعاد تجسم تقوا بودند باید با کاوش در رفتار آنها حوزه تقوا را شناخت که بحق آنها «کلمة التقوا» بودند. در ذیل آیه شریفه 26 سوره فتح «و الزمهم کلمة التقوا» خداوند آنها را به کلمه تقوا ملزم، ساخت روایات فراوانی رسیده است که کلمه تقوا مائیم حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) فرمود: «نحن کلمة التقوا و العروة الوثقی» مائیم کلمه تقوا و دستگیره محکم الهی(23) در بعد فردی عاشق بی قرار حق بودند، نمازشان خاضعانه، خاشعانه، عاشقانه، اول وقت بود. اهل ذکر مدام بودند، اهل مستحبات بویژه نماز شب بودند. به استقبال روزه واجب رفته روزه های مستحبی فراوان می گرفتند. حجشان حج واقعی بود و با تمام وجود لبیک گفته و سراسر جانشان دور خانه خدا می گشت.(24)
اهل کار و تلاش بودند و آنرا عار و دون شأن نمی دانستند(25) اهل انفاق و صدقه بودند، فقیر را از خود نمی راندند گاه تمام زندگی خود را در راه خدا می دادند.(26)
با زیر دستان و زیر مجموعه خود انسانی رفتار می کردند.(27)
حق مدار بودند امام حسن(ع) فرمود:«انا اهل بیت اذا علمنا الحق تمسّکنا به »(28)، ما اهل بیتی هستیم که وقتی حق را شناختیم به آن تمسک می کنیم وقتی کسی را به خوبی و صلاح می شناختند با شایعات علیه او تحت تأثیر قرار نمی گرفتند.
امام صادق(ع) فرمود: «انا اهل بیت اذا علمنا من احد خیراً لم تزل ذلک عنه منّا اقاویل الرجال»(29) اهل بیتی هستیم که وقتی از کسی خیری دیدیم با گفته های این و آن نظرمان برنگشته و همچنان او را اهل خیر می شناسیم. اهل گذشت و شکر بودند.
امام رضا(ع) فرمود: «انا اهل بیت ورثنا العفو من آل یعقوب و ورثنا الشکر من آل داود، ما اهل بیتی هستیم که عفو را از آل یعقوب (یوسف) و شکر را از آل داود به ارث برده ایم.(30)
به وعده و قرار خود پایبند بوده خلف قول نمی کردند:
امام رضا(ع) فرمود: «انا اهل بیت نری وعدنا علینا دیناً کما صنع رسول اللّه(ص)»(31) ما اهل بیتی هستیم که وعده مان را دینی بر خود می دانیم آنچنان که رسول گرامی اسلام چنین رفتار می کرد.
اینها تنها قطره ای از دریای فضائل اهل بیت علیهم السلام بود .پرچمهای هدایت را از این اندک می توان یافت.
متقی کیست؟
به این ترتیب روشن شد که «متقی» کیست؟ متقی آن است که در حد توانش تلاش کند که خود را آراسته به صفات معصومین(ع) نماید. گرچه ما هرگز نخواهیم توانست به اوج شاخسار فضائل آنان برسیم، امّا نباید مأیوس شده و از آنچه در توان داریم مایه بگذاریم تا هرچه بیشتر به قلّه نزدیک شویم راز سفارش فراوان پیامبر(ص) و اهل بیت علیهم السلام به اقتدا به اهل بیت (ع) و الگو گرفتن از آنها همین است.
نبی گرامی اسلام (ص) فرمود: «من سرّه ان یحیی حیاتی و یسکن جنّة عدن غرسها ربّی فلیوال علیاً من بعدی ولیوال ولیّه و التقیّد بالائمة من بعدی…»(32)…آن کس که دوست داشته باشد زندگی و مرگ مرا داشته باشد و در بهشت جاویدان ساکن گردد که خدایم آنرا قرار داده پس ولایت علی(ع) را پذیرفته و دوست او را دوست داشته باشد و به امامان بعد از من اقتداء کند…»
نیز فرمود: «اهل بیتی یفرقون بین الحق و الباطل و هم الائمة الّذین یقتدی بهم»(33) اهل بیت من حق را از باطل جدا می سازند و آنهایند امامانی که باید به آنها اقتدا کرد.
این الگو گرفتن مستلزم معرفت اهل بیت(ع) است نه معرفت شناسنامه ای که مثلاً تاریخ تولد و وفات و عدد همسر و فرزندان و…چگونه بوده است. این نوع شناخت نقشی در سازندگی ندارد بلکه این معرفت اسوه ای است که می تواند تحول در زندگی ایجاد کرده و انسان را با تمسک به آنان به حوزه متقین وارد سازد. و این معرفت است که شدیداً مورد سفارش اهل بیت(ع) است.
نبی گرامی اسلام (ص) فرمود: «مِن مَنّ اللّه علیه بمعرفة اهل بیتی و ولایتهم فقد جمع اللّه له الخیر کلّه»(34) آن کسی که خداوند نعمت معرفت اهل بیتم و پذیرش ولایت آنها را به او عنایت کرده باشد خداوند تمام خیر را برای او جمع کرده است.
نیز فرمود: «معرفة آل محمد(ص) براءة من النار…»(35) معرفت آل پیامبر سبب خلاصی از آتش است.
روشن است این معرفتی است که در پی آن اقتدا باشد، تا آنجا معرفت اهل بیت (ع) اهمیت دارد که در روایات آمده است بدون معرفت آن ها نمی توان خدا را شناخت چون تنها معرّف حقیقی حضرت حق اهل بیت علیهم السلام اند.
امام باقر (ع) فرمود: «انما یعرف اللّه عزّ و جلّ و یعبده من عرف اللّه و عرف امامه منا اهل البیت»(36) تنها کسی خدای عزّ و جلّ را شناخته و او را عبادت می کند که حضرتش را شناخته باشد و امامی که از ما اهل بیت(ع) است بشناسد.(37)
به فضل خداوند در فرازهای آتی این زیارت بخصوص در ذیل جمله «السلام علی محال معرفة اللّه» در این زمینه با تفضیل بیشری سخن خواهیم گفت.
پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ
1. مفردات راغب، «واژه عَلَم».
2. سوره شوری، آیه 32.
3. سوره رحمن، آیه 24
4. الفردوس، ج 1، ص 418.
5. سوره مائده، آیه 51.
6. سوره هود، آیه 46.
7. دعائم الاسلام، ج1، ص 62.
8. نهج البلاغه، حکمت 410.
9. بحارالانوار، ج 70، ص 289.
10. فتوی است.
11. احوط وجوبی است و مقلّد می تواند در این مسئله به مرجع دیگری که پس از او اعلم است مراجعه کند.
12. تحریر الوسیله، ج 1، ص 220.
13. بحارالانوار، ج 70، ص 285.
14. غررالحکم، کلمه تقوا.
15. همان.
16. همان.
17. همان.
18. فرهنگ سخن ،ج 3، ص 2538.
19. نهج البلاغه، خطبه 157.
20. فرهنگ سخن، ج 3، ص 2291.
21. غررالحکم، کلمه تقوا.
22. نهج البلاغه، خطبه 191.
23. سفینة البحار، ج 4، ص 732(چاپ آستان قدس رضوی(ع))
24. تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 73.
25. ر.ک اهل البیت فی الکتاب و السنة ، ص 267 تا 284.
26. همان، ص 293 تا 296.
27. همان، ص 297 تا 302.
28. همان، ص 303 تا 306.
29. مقاتل الطالبین، ص 76.
30. بصائر الدرجات، ص 362.
31. کافی، ج 8، ص 308.
32. تحف العقول، ص 446.
33. حلیة الاولیاء، ج 1، ص 86 ؛ مناقب ابن شهرآشوب، ج 1، ص 292 ؛ بصائر الدرجات، ص 48 تا 53.
34. کافی، ج 1، 208.
35. امالی صدوق، ص 383.
36. ینابیع المودّة، ج 1، ص 78.
37. کافی، ج 1، ص 181.
38. در تدوین این مقاله از کتاب «اهل البیت فی الکتاب و السنة» بهره بردیم خداوند به مؤلف آن جزای خیر عنایت فرماید.

نویسنده : ثارالله | موضوع : زیارت ها و دعا های اهل بیت


نظرات شما :

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

مطالب مرتبط