server1 server1 server1 server1

آخرین تصاویر فرزندان زهرا

خاطرات همرزم شهید(در تصمیم گیری ها)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان : در تصمیم گیری ها
راوی :همرزم شهید
  :
«در رابطه با عملیاتی که پشت مهاباد بود می خواستیم بفهمیم که روی چه محورهایی عمل بشود. خیلی فکر کردیم اما به جایی نرسیدیم. همه خسته شده بودند گفتند نقشه را بردارید که خیالتان راحت بشود. بالاخره فکری می کنیم. شهید بروجردی رویش را به قبله کرد و گفت که خودت می دانی که ما هیچ کاره هستیم … دیروقت بود. ما گرفتیم خوابیدیم. بعد از خواب که بلند شدیم دیدیم حاج آقا (شهید بروجردی) نماز شب را خوانده و دارد قرآن می خواند. ما بلند شدیم نماز مان را خواندیم. گفت: فلانی نقشه را بیاور ما نقشه را آوردیم. گفت: این روستای قره داغ را بگرد و روی نقشه پیدا کن. بچه ها آن روستا را پیدا کردند. شهید محمد خیلی خوشحال شد. گفتیم قضیه چیست؟ گفت مشکل حل شد. بلند بشوید برویم. آمدند ارومیه جلسه گذاشتند. ارتش، فرمانده لشکر و فرمانده قرارگاه بودند. حاج آقا وقتی طرحش را مطرح کرد ما آنجا نشسته بودیم. فرماندهان گفتند که خیلی عالی است. بعد از اتمام جلسه گفتیم حاجی بگو که این را از کجا تهیه کردی ما که دیشب هرچی فکر کردیم و شما هم فکر کردید چیزی نتوانستیم پیدا کنیم قضیه چه بود؟ گفت: من دیشب خوابیدم شب بلند شدم توسلی پیدا کردم و دو رکعت نماز خواندم. گفتم خدایا خودت یک فرجی در این کار ما حاصل کن ما که ذهنمان قاصر است خودت کمک کن. اگر کمک نکنی ما کاری نمی توانیم بکنیم. گفت هرچه فکر کردم به جایی نرسیدم. بعد گرفتم خوابیدم دیدم افسری بخوابم آمد و گفت: فلانی چرا اینقدر معطل می کنید بروید «قره داغ» را بگیرید، آنجا مسأله حل است … اگر در کاری گیر می کرد فوری متوسل به ائمه می شد و حتی در یک امر تا حصول نتیجه چند بار بطور مداوم دعای توسل می خواند …
سر یک محور عملیات بحث بود که آیا این عملیات بشود یا نه. تا پاسی از شب گذشته بحث روی همین بود که شهید بروجردی همینطور که سرش روی نقشه بود خوابش برد و بعد یکمرتبه بیدار شد و گفت: این عملیات باید بشود. بچه ها پرسیدند چی شده؟ گفت عملیات باید بشود و به کسی نگفت بعداً گفت: کسی که باید به من می گفت گفت این عملیات باید بشود و عملیات هم با موفقیت انجام شد.

(حاج محمد ابراهیم همت ، شهید محمد بروجردی)

 

 

 

 

 

 

 

www.farzandanezahra.com/

 

 

 

 

 

نویسنده : گمنام | موضوع : خاطرات همرزم شهدا


نظرات شما :

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

مطالب مرتبط