server1 server1 server1 server1

آخرین تصاویر فرزندان زهرا

خاطرات شهید ماشالله جدیدی

شهید ماشالله جدیدی

 

گل1

فرزند علی                                مسئولیت :
متولد ۱۳۲۹ در سمنان                تاریخ شهادت : ۰۷/۰۶/۶۸
تحصیلات : ششم ابتدایی           محل شهادت : – – میدان تیر صنایع دفاع
شغل :                                      نحوه شهادت : انفجار مین
تاهل : مجرد                              عملیات :
یگان :                                       محل دفن : گلزار شهدای امام زاده اشرف سمنان
مدت حضور ماه و روز                    بنیاد : سمنان

مجموعه خاطرات شهید ماشالله جدیدی

بخاری گوشه اطاق هوا را ملایم کرده بود. گاه‌گاهی پرده تکانی می‌خورد و یک نفر به جمع اضافه می‌شد. هیچ‌ کس نمی‌دانست برای چه چیزی آمده. از ترکیب جمعیت می‌شد حدس زد که موضوع فوتبال است.
ماشاءالله یک بار دیگر زیرچشمی حاضرین را شمرد. هنوز عباس نیامده بود؛ عباس طالب بیدختی.
بالاخره عباس هم آمد. ماشاءالله صلوات فرستاد. حدس‌ها به یقین تبدیل شد. تشکیل یک تیم فوتبال به نام کیان ‌اسلام. سال‌ها تیم کیان اسلام بود و خاطرات ماشاءالله. ۱
صورتش را خشک کرد و از خانه آمد بیرون. به طرف ایستگاه حرکت کرد. چند قدمی نرفته بود که صدای اذان به گوشش رسید. او هم با مؤذّن هم صدا شد.
پایان اذان به ایستگاه رسید. کارتن را از شکاف دیوار برداشت و نماز صبح را قامت بست. ایستگاه سرویس، آشنای صدای ماشاءالله بود و کارتن لای شکاف دیوار، سجاده‌اش. ۲
دوک نخ‌ریسی مشهدی قربانعلی می‌چرخید. لبهایش که وسط سبیلهای پر پشتش گم شده بود، بالا و پایین می‌شد. صحبت از یک شرکت تعاونی بود.
آقای رفیعی از روی سنگ بلند شد و گفت:« اغلب جاها تعاونی داره، خیلی هم خوبه. ».
مشهدی قربانعلی گفت:« کار ماشاءالله است. اگه ماشاءالله پا جلو بذاره، شرکت تعاونی هم پا می‌گیره. ».
ماشاءالله ساکت بود و فقط گفت:« به امید خدا! ».
به یاری خدا تلاش ماشاءالله به بار نشست و تعاونی راه افتاد.

پی‌نوشت‌ها:
۱- برگرفته از خاطرات بازیکنان تیم کیان اسلام.
۲- برگرفته از خاطرات همکاران شهید.
۳- برگرفته از خاطرات همسر شهید.

 

نویسنده : گمنام | موضوع : شهيد ماشالله جديدی


نظرات شما :

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

مطالب مرتبط