server1 server1 server1 server1

آخرین تصاویر فرزندان زهرا

در آستان امامان علیهم السلام

اهل بیت(ع)
در آستان امامان علیهم السلام

پدید آورنده : حجة الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی ، صفحه 10
اشاره:
مدتی نسبتا طولانی این افتخار را داشتم که بر سر سفره روحبخش سیره علوی بودیم و مولا عنایت کرد توانستیم در حد توان اندکمان از این سفره لذیذ بهره مند شویم.
اینک با پایان یافتن آن سلسله مباحث، بحثی جدید پیش رو داریم که عنوان آن «در آستان امامان علیهم السلام » می باشد. در این مباحث برآنیم تا با الهام از زیارت جامع، ارزشمند و پرمحتوای جامعه، خوشه ای از درخت پربار معرفت امامان (ع) برچینیم.
«معرفت امامان » یک وظیفه حتمی و تردیدناپذیر هر دین باور است و بی تردید در این باب متنی کامل تر از زیارت جامعه نیست، در این زیارت به بیش از دویست و پنجاه ویژگی از ویژگیهای امامان (ع) اشاره شده است.
مباحثی که پیش روی شماست تقریری فشرده از سلسله دروسی است که در سال جاری (1380) روزهای پنجشنبه در مدرسه فیضیه قم در محضر طلاب حوزه علمیه قم داشته ام و هم چنان ادامه دارد این مباحث توسط برادر عزیز جناب ثقة الاسلام حسین پسندیده تدوین شده است.
امید که این برگ سبز شایسته تقدیم به محضر عاشقان ولایت باشد. انشاء الله.
سید احمد خاتمی
28 دیماه 1380- چهارم ذیقعدة الحرام 1422
زیارت امامان (ع)
مدخل
امامت از دیدگاه شیعه، اصلی است پیوند خورده با نبوت که تداوم وجودی نبوت در آن تجسم یافته است. مکتب اسلام خاتم الادیان است و پیامبر آن خاتم النبیین و تضمین کننده این خاتمیت، مساله امامت است که همچنان تداوم بخش راه نبوت است.
براین اساس باید به این اصل که اصل کاربردی در دیدگاه ماست، بهاء ویژه داده شود. تاکید فراوانی که در روایات در باب امام شناسی وارد شده است، از این رهگذر است، که اشاره به برخی از آنها مفید است.
الف: از یکی از صادقین علیهما السلام نقل شده است که فرمود: «لایکون العبد مؤمنا حتی یعرف الله و رسوله و الائمة کلهم و امام زمانه، و یرد الیه و یسلم له، ثم قال: کیف یعرف الآخر و هو یجهل الاول؟ !» (1) بنده مؤمن نخواهد شد مگر آن که خدا و رسولش و همه ائمه و امام زمانش را بشناسد و در امورش به امام زمان (عج) رجوع کند و تسلیمش باشد، سپس فرمود: چگونه ممکن است کسی امام خود را که امام زمان اوست بشناسد و امام اول را نشناسد (از این جهت همه امامان را باید شناخت)
شناخت امامان هم به دو صورت است:
یکی شناخت شناسنامه ای، که عبارت است از اطلاعاتی از قبیل: نام امام، نام پدر، همسر یا همسران، عدد اولاد، تاریخ ولادت، تاریخ شهادت و… این معرفت مفید است ولی نجات بخش نیست.
دیگری معرفت نجات بخش است که از دو قسمت تشکیل شده است :
اول شناخت جایگاه امامان عندالله و نقش آنان در جهان هستی.
و دوم شناخت سیره اهل بیت علیهم السلام.
بحث ما در این مجال درباره قسمت اول این معرفت است که امامان و جایگاه والای آنان را بشناسیم و در این راستا باید خود اهل بیت جایگاهشان را بیان کنند، چرا که بهترین معرف آنان کسی جز خودشان نیست. آنچنان که در باب معرفت خداوند هم بهترین معرفت، معرفتی است که از ناحیه خود او باشد، فلذا در دعای شریف ابوحمزه ثمالی این گونه بیان کرده است: «بک عرفتک و انت دللتنی علیک و دعوتنی الیک » از راه خودت تو را شناختم و تو مرا به خودت راهنمایی کردی و به سوی خودت خواندی.
برای تامین این هدف زیارت شریف جامعه جایگاهی ویژه و والا داشته و می توان گفت که بهترین و جامع ترین متن امام شناسی است.
این متن از امام هادی (ع) روایت شده است. از آنجا که این متن به عنوان زیارت جامعه است، ابتدا بحثی پیرامون زیارت تقدیم می کنیم سپس به شرح متن آن می پردازیم.
معنای زیارت
معنای زیارت، آنچنان که از مجموع آیات و روایات استفاده می شود، این است که زیارت ارتباط روح هاست، همانطور که لقاء ارتباط جسم هاست. ممکن است چنین معنایی از لغت «زیارت » استفاده نشود ولی استعمال زیارت به خصوص در لسان پیامبر (ص) و امامان (ع) در این معناست.
مهم ترین قرینه در این رابطه زیارات از راه دور برای ائمه (ع) است و زیارت از راه دور چیزی جز ارتباط روحی نیست. بنابراین تعریف جامع از زیارت اینکه: زیارت عبارت است از ارتباط روحی با معصوم (ع) .
آدابی هم که نقل شده گامی است برای ایجاد این ارتباط. اینکه گفته شده قبل از زیارت، وضو وغسل انجام دهید، سخن از طهارت جسم و روح است، اینکه گفته شده با آرامش و وقار به زیارت بروید، در جهت زمینه سازی ارتباط روحی با معصومین سلام الله علیهم اجمعین است.
مبانی زیارت
مبانی اعتقادی زیارت چیست؟
اگر آن مبانی شناخته شود زیارت تاثیر فزون تری خواهد گذاشت و زائر با بصیرت بیشتری به زیارت محبوب خود خواهد پرداخت.
اولین و اساسی ترین مبنای زیارت، عشق به خداوند است. این که این همه انسان ها در جهان آمده اند و رفته اند، ولی تنها تعداد معدودی مورد توجه، محبت و عشق قلب های سلیم قرار گرفته اند، نشات گرفته از عشق اینان به خداوند است چرا که حب محبوب و محب خدا، حب خداست. اینکه عشق به پیامبر (ص) و ائمه (ع) قلعه دلها را تسخیر کرده و دلهای عاشق به گردشان طواف می کنند همین جهت است، چرا که اینها عباد صالح خدا بودند. عشق به پیامبری که بنده اوست «اشهد ان محمدا عبده و رسوله » ، عشق به امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) که در عزت و سرافرازیش همین بس که بنده اوست «الهی کفی بی عزا ان اکون لک عبدا» .
پس اولین مبنای زیارت، عشق به خداست و بدون آن زیارت بی معناست و از حد سیاحت فراتر نمی رود. فلذا عاشق خداست که هر ساله رنج سفر به بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) را هموار می کند و هر دم در شوق زیارت حرمین و عتبات عالیات می سوزد، ولی آن کس که سیاحت می کند این مکان ها برایش یک بار جاذبه دارد و بس. اما زائران آستان مقدس امامان پیوسته به یاد آنها بوده و آرزوی زیارت تربت پاکشان را دارند.
دومین مبنای زیارت ابراز مودت به اهل بیت است که مزد رسالت است: «قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودة فی القربی » (2) مودة فی القربی مزد رسالت است و رفتن به زیارت اهل بیت در حقیقت اداء این دین است، دینی که در قبال رسالت بر گردن مسلمانان است. جایگاه این مودت قلب است. امر قلبی نمود و بروز می خواهد و یکی از جلوه های نمود مودت زیارت است. در حقیقت کسی که به زیارت آل الله می رود، مودت قلبی خود را ابراز می کند.
از دیگر جلوه های ابراز مودت، که اشاره به آن خالی از لطف نیست، شاد بودن در شادی اهل بیت و محزون بودن در غم ایشان است.
از دیگرراههای ابراز مودت، نامگذاری نام اهل بیت، بر فرزندان است. نامگذاری نشان از علاقه است لذا در بین طاغوتی ها، نام های طاغوتی بازار گرمی دارد. مثلا در آگهی های تسلیت، گاهی امضا کنندگان همه دارای اسم های غربی هستند که می فهماند این شخص حال و هوای دیگری داشته است و گاهی هر چه هست، نام پیامبر (ص) و بچه های پیامبر (ع) است که نشان دهنده ارادت این شخص به اهل بیت است. از روایات استفاده می شود که اهل بیت دوست داشتند در هر خانه ای نام پیامبر و اهل بیت (ع) وجود داشته باشد. بعضی می گویند اسم پدرم یا مادرم یا خواهرم یا برادرم چنان بوده و حال زیبا نیست که نام پسرم را و یا دخترم را همین بگذارم، در حالی که سیره امامان اینگونه نبوده است.
امام سجاد (ع) می فرماید: روزی در مدینه، مروان مرا دید و پرسید اسمت چیست؟
گفتم: علی.
پرسید نام برادرت چیست؟
گفتم: علی.
پرسید نام برادر دیگرت چیست؟ .
گفتم: علی!
مروان گفت: علی و علی، چرا همه را پدرت به اسم علی نامگذاری کرده است؟ !
سپس به خدمت پدر بزرگوارم (سیدالشهدا) رفتم و جریان را نقل کردم، که پدرم فرمودند: وای بر مروان! اگر صد پسر برای من متولد شود، دوست دارم هیچ نامی جز علی برایشان قرار ندهم. (3)
به هر حال مودت فی القربی مزد رسالت است و زیارت اداء این دین است.
سومین مبنای زیارت، اعتقاد به حیات پیامبر (ص) و ائمه (ع) است. ما معتقدیم امامان و پیامبر (ص) زنده اند و حیاتی معنادارتر از حیات مادی دارند، وقتی شهدا زنده هستند «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون » (4) پیامبر (ص) و حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها و امامان معصوم علیهم السلام امام شهیدانند.
بعضی «بل احیاء عند ربهم یرزقون » را به معنای زنده یادی و زنده بودن خاطراتشان معنا کرده اند که:
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نامش به نکوئی نبرند
این گرچه قابل انکار نیست، ولی حیات شهیدان فوق این است، حیاتی را که قرآن مطرح می کند حیاتی واقعی تر از این حیات مادی است. منتهی ما محبوس چهارچوبه طبیعتیم و آن حیات مافوق را نمی فهمیم. به جهت همین اعتقاد است که در اذن دخول ائمه (ع) می گوئیم: «اشهد انک تسمع کلامی و ترد سلامی » شهادت می دهم که کلامم را می شنوی و سلامم را پاسخ می دهی.
این ابراز اعتقاد به حیات ائمه (ع) است. لذا در روایات فراوان وارد شده است که زیارت بعد از موت ائمه (ع) مانند زیارت زمان حیات است.
نقش زیارت
تاثیر و نقش زیارت در زندگی فردی و اجتماعی را می توان در سه حوزه تربیت، سیاست و معرفت تبیین کرد.
الف: نقش تربیتی زیارت:
تربیت نیاز به دو رکن اساسی دارد:
اول: برنامه.
دوم: الگو.
این که چگونه، با چه راهکارهایی و طبق چه الگویی یک نظام تربیتی داشته باشیم، قرآن و سنت، برنامه تربیتی را مطرح کرده اند و ائمه (ع) الگوی تربیتی اسلام هستند، و زیارت آنان باعث توجه به این الگوهاست، البته هر کس به اندازه فهم خودش الگو می گیرد.
یکی امام رضا (ع) را به عنوان ضامن آهو و امام رئوف می شناسد و به همین اندازه برای او جنبه الگویی دارد، دیگری نکات اخلاقی زندگی امام در نظرش پیوسته جلوه دارد، تواضع امام، گذشت امام، ساده زیستی امام و… دیگری معارف امام رضا (ع) را می فهمد و دیگری به باور ولایت تکوینی ائمه (ع) می رسد و… هر چه سطح معرفت بالاتر بیاید، الگو پررنگ تر می شود.
آن اصل ثابتی که در همه زیارت هاست، الگو بودن اهل بیت (ع) است. اگر بخواهیم یکجا تمام اخلاق اسلامی، رابطه درست با خدا، رابطه درست با مردم، رابطه درست با نفس و… را ببینیم، باید اهل بیت را مد نظر گرفت، چرا که آنچه خوبان همه دارند این گلهای جهان هستی به تنهایی دارند. پس زیارت در حقیقت یک کلاس اخلاق است.
ب: نقش سیاسی زیارت:
زیارت، اعلان بیعت با آرمان امامان (ع) است. در کمتر زیارتی است که مضامینی مانند این مضامین نباشد: «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم » (5) قرینه نقش پررنگ سیاسی زیارت امامان، برخورد خلفای جبار با آن است. گنبد و بارگاه ابی عبدالله (ع) چه تاثیری دارد که متوکل می گوید: تربت ابی عبدالله (ع) را ویران کنید و شخم بزنید؟ ! (6)
تاثیرش این است که هر که به زیارت ابی عبدالله (ع) می آید سرتاپایش ضد ظلم و طغیان می شود و تجسم ظلم و طغیان متوکل عباسی است، پس برخورد می کند.
در تاریخ نقل شده است که متوکل آوازه خوان هائی داشت که مجالس عیش او را گرم می کردند! یکبار پرسید سرپرست آوازه خوان ها کجاست؟ گفتند: به زیارت سیدالشهدا رفته است.
گفت: عجب! در دستگاه ما و زیارت سیدالشهدا! آن هم سرپرست آوازه خوان ها! !
بلافاصله دستور می دهد آن تربت را ویران کنند و هر کس به زیارت سیدالشهدا می رود، او را به زندان انفرادی بیندازند.
ج: نقش معرفتی زیارت:
بهترین راهی که اهل بیت (ع) برای معرفت خودشان برگزیده اند، زیارت های ماثوره است.
زیارت های ماثوره را نباید فقط به قصد ثواب خواند، گرچه ثواب فراوان دارد، بلکه باید با این دید به زیارت نامه ها نگاه کرد که این ها (البته زیارتنامه های ماثوره) متون امام شناسی هستند.
زیارتنامه ها دو دسته هستند:
یک دسته زیارت نامه هایی که براساس کلیات، توسط علما انشاء شده است.
صاحب جواهر (ره) در آخر بحث «حج » ، کلیاتی دارد که هر کدام از اولیای خدا را خواستید زیارت کنید، به این صورت زیارت کنید.
براساس آن کلیات، زیارتنامه هایی تهیه می شود و غالب زیارت امزاده ها – بجز اندکی – اقتباس از آن است.
دسته دوم: زیارت هایی است که خود ائمه (ع) انشاء کرده اند مانند: زیارت امین الله، زیارت عاشورا، زیارت اربعین و دیگر زیارت های معتبر.
فلذا برای معرفی نهضت سیدالشهدا (ع) هم، هیچ متنی جامع تر از زیارت نامه ها نیست.
جامع ترین متن حسین شناسی، همین زیارت عاشورا و زیارت اربعین است. با این زیارات اهداف سیدالشهدا، دشمنان سیدالشهدا و دوستان سیدالشهدا را می توان شناخت.
بنابراین زیارت و زیارتنامه ها کانون معرفت اهل بیت (ع) هستند و زیارت جامعه از کاملترین آنها است.
شبهات پیرامون زیارت
وهابیت به تبع «ابن تیمیه » زیارت را شرک تلقی کرده اند و می گویند کسی که به زیارت پیامبران و امامان (ع) می رود گویا آنها را می پرستد و تعدادی روایات جعلی هم نقل کرده اند و از این طریق قصدی جز اغواگری ندارند.
پاسخ اجمالی اینکه، استدلال اینها بدین شکل است: زیارت پرستش است و پرستش غیر خدا ممنوع و شرک است، پس زیارت ممنوع و شرک است، در حالی که در مقدمه اول این قیاس مغالطه ای صورت گرفته و آن برابری زیارت و پرستش است که شیعه به هیچ نحوی به آن معتقد نیست. زیارت تنها ابراز عشق و علاقه است و حتی مورد تاکید شخص پیامبر (ص) هم بوده است.
مرحوم علامه امینی در کتاب گرانقدر «الغدیر» ، 22 حدیث از 186 کتاب و منبع اهل سنت، نقل می کند که پیامبر خود به زیارت ترغیب فرموده اند مانند:
عن عبدالله بن عمر مرفوعا عن النبی (ص) : «من زار قبری وجبت له شفاعتی » (7) هر کس قبرم را زیارت کند، شفاعتش بر من واجب می شود.
عن ابی هریرة مرفوعا عن النبی (ص) : «من زارنی بعد موتی فکانما زارنی و اناحی و من زارنی کنت له شهیدا و شفیعا یوم القیامة » (8) آن کس که بعد از مرگم مرا زیارت کند، آنچنان است که در زمان حیاتم مرا زیارت کرده است و آن کس که مرا زیارت کند، من گواه و شفیع او در قیامت خواهم بود.
ایشان 42 گفتار هم از علمای اهل سنت، در باب مشروعیت زیارت نقل می کند که به 2 مورد اشاره می شود:
قال القاضی عیاض المالکی (المتوفی 544): «و زیارة قبره (ص) سنة مجمع علیها، و فضیلة مرغب فیها» (9) قاضی عیاض مالکی گفته است: زیارت قبر پیامبر (ص) سنتی است که بر جوازش همه متفق بوده و فضیلتی مورد ترغیب است.
قال ابن هبیرة (المتوفی 560) : «اتفق المالک والشافعی و ابوحنیفه و احمد بن حنبل، علی ان زیارة النبی (ص) مستحبة » (10) ابن هبیره گفته است امامان فقهی اهل سنت مالک و شافعی و ابوحنیفه و احمد بن حنبل همه متفق اند که زیارت پیامبر (ص) مستحب است.
پس از بیان این مقدمات، مقتضی است بحث درباره زیارت جامعه را آغاز کنیم و البته قبل از بررسی متن آن، بررسی سند آن الزامی است.
سند زیارت جامعه
زیارت جامعه در کتب روایی و منابع حدیثی فراوانی نقل شده است که از اهم آن ها می توان به این موارد اشاره کرد:
1- من لایحضره الفقیه، باب ما یجزی من القول عند زیارة جمیع الائمه (ع)، ج 2، ص 609، ح 3213.
2- تهذیب الاحکام، باب زیارت جامعة لسائر الشهداء علی اصحابها السلام، ج 6، ص 95، ح 1.
3- وسائل الشیعه، باب استحباب الغسل لزیارة امیرالمؤمنین علیه السلام، ج 14، ص 390، ح 19445.
4- مستدرک الوسائل، باب نوادر مایتعلق بابواب المزار، ج 10، ص 417، ح 12274.
5- بحارالانوار، ج 99، ص 127.
6- عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 272.
سندی که مرحوم شیخ در کتاب من لایحضره الفقیه آورده است به این شکل است:
«روی محمد بن اسماعیل البرمکی قال: حدثنا موسی بن عبدالله النخعی قال قلت لعلی بن محمد علیه السلام…»
اما محمد بن اسماعیل برمکی، درباره اش دو نظریه موجود است. در رجال نجاشی با این تعبیر از او یاد شده است «کان ثقة مستقیما»، او مورد اطمینان و پیرو مکتب اهل بیت (ع) بوده است.
لکن در رجال ابن الغضائری او را ضعیف شمرده است.
در رجال ابن داود پس از بیان این دو نظریه می گوید: «والثقة ارجح » مرحوم علامه هم در این مورد پس از بیان اختلاف در شان او، توثیقش را ترجیح می دهد. مرحوم حضرت آیة الله خویی (قده) به ذکر اسم او کفایت کرده است.
اما در مورد موسی بن عبدالله نخعی، تقریبا در هیچ کتاب رجالی در موردش توضیح داده نشده است. مرحوم خوئی هم فقط نام او را آورده است.
نکته ای که باید متذکر شد اینکه در توثیق روایات نباید تنها به سند اکتفا کرد، بلکه در کنار سند، محتوا و متن را هم باید دید. اگر در موردی سند ضعیف باشد، اما متن محکم و متقن باشد، به طوری که جز از عهده معصوم برنیاید، آن روایت اخذ کردنی است. چنانچه در سند صحیفه سجادیه راوی (موسی بن متوکل بن هارون) ثقه نیست ولی این ضرر به جایگاه صحیفه نمی زند، زیرا مضمون بلند صحیفه به گونه ای است که جز امام معصوم (ع) کسی عرضه انشاء آن را ندارد و ما یقین داریم از امام سجاد (ع) است. فلذا در سند «زیارت جامعه » هم اگر خدشه کنند که از موسی بن عبدالله نخعی اسمی در کتب رجال نیامده و مجهول است، متن بلند زیارت جامعه، گویای صدور آن از معصوم است.
بنابراین تردیدی در انتساب آن به امام هادی (ع) نیست، و این روایت، که به علت مضامین بلند و جامع، کاملترین متن امام شناسی است، مستند، محکم و متقن است.
ادامه دارد
پی نوشت ها:
1. الکافی، ج 1، باب معرفة الامام والرد الیه، ح 2، ص 180.
2. شوری، 22.
3. الکافی، ج 6، ص 19، ح 7; بحارالانوار، ج 44، ص 211.
4. آل عمران، 169.
5. زیارت پر فیض عاشورا.
6. مقاتل الطالبین، ص 395.
7. الغدیر، باب زیارة المشاهد المشرفه، ج 5، ص 143.
8. الغدیر، باب زیارة المشاهد المشرفه، ج 5، ص 156.
9. همان، ص 166، به نقل از الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج 2، ص 194.
10. همان، ص 167، به نقل از المدخل لابن الحاج، ج 1، ص 256.

نویسنده : ثارالله | موضوع : زیارت ها و دعا های اهل بیت


نظرات شما :

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.