server1 server1 server1 server1

آخرین تصاویر فرزندان زهرا

زندگینامه شهید عبدالحمید محمود نژاد

شهید عبدالحمید محمودنژاد

 

فرمانده شهید سعید ، دلاور مرد مخلص عبدالحمید محمود نژاد در چهاردهم(۱۴) شهریور ماه ۱۳۳۹ در شهر حماسه و خون ، دزفول گلگون، در خانواده ای مستضعف و معتقد، پا به عرصه وجود نهاد. از همان کودکی در سیمای زیبا و جذابش بارقه معنویت و پاکی می درخشید و در قلب مهربان ومصفایش، صدق و خلوص ایمان آشیان گرفته بود. در سال ۱۳۴۶ پای به دبستان نهاد و همزمان به صحنه انسان ساز و معطر و ملکوتی مسجد گام نهاد . استعداد خارق العاده و شور و شوق عجیب او باعث شدتا در همان دوران ابتدایی در قرائت قرآن تسلط کامل یابد. او فرزند برومند قرآن بود و پروردة دامان پر مهر آن، در همان دوران ابـتدایی هـمراه با مـسئول جـلسه به روسـتاها می شتافت تا آموخته های خویش را بی دریغ به دیگران منتقل سازد آموختن و آموزاندن سنت جاری در زندگی شهید عبدالحمید بود، جاذبه شگفت کلامش و گرمی آهنگ رسای کلماتش قلبها را به خویش می خواند، او چشمه ساری روان و زلال از معرفت و حکمت بود شط تشنه جانها می گشود و با سلیقه ای خاص خویش اندوخته ها و معلومات خویش[را] منتقل می ساخت.
در عرصه تحصیل کلاسیک و هم در صحنه مطالعات و تحقیقات مذهبی چهره ای پیشتاز و ممتاز بود . با موفقیت تمام دورة راهنمایی را پشت سر نهاد، و از بدو ورود به دبیرستان فعالیت گسترده و منظم سیاسی را شروع کرد. و در شرایط خفقان حکومت طاغوت به اتفاق دوستانش دعوت به قرآن و مسجد و مبارزه نمود از هر فرصتی برای نشان دادن و بیان مفاسد و سیاهی های نظام شاه بهره می گرفت و در این راه لحظه ای درنگ و سستی و تردید به خود راه نداد، در ترسیم سیمای زیبای قرآن و دعوت به حق، مساجد را پایگاه عالی و پناهگاهی مطمئن می دانست و عمده فعالیتش را در آنجا متمرکز کرد . جلسات علنی و نیمه علنی و مخفی داشت و توفیقات فراوانی در این راه کسب کرد، دوستانش در سال ۱۳۵۴ که اوج خفقان شهنشاهی بود فعالیتهایش را در دبیرستان دزفول فراموش نمی کنند.
در کنار مبارزات سیاسی و اعتقادی ، عبدالحمید فوق العاده ساعی و طالب علم بود ،درتمام مـدت هـمواره دانـش آموز ممتاز و بـرجسته ای محسوب می شد،هرگز اندوخته های علمی در او غرور نمی آفریو و تواضع و فرو تنی خاص او را خدشه دار نکرد. عبدالحمید گمشدة دیدرین خویش را در مبارزات پر شکوه امت اسلامی یافت، انقلاب خون و حماسه و ایثار شروع شده بود، اینک اسلام تلاش بیشتر می طلبید و امام فرمان مقاومت و ایثار و فداکاری می داد، او نیز در اقیانوس عظیم امت ایمان همچون قطره ای زلال و شفاف فریاد می کرد، ارشاد می نمود، و به روشنگری و بیداری می پرداخت،او راسـت قامت و اسـتوار، روز و شـب در هر کجا که روزنه ای می یافت حضور فعال داشت ، شهر و روستا ، جنگ و گریز ،  تبلیغ و تفسیر ، کار عبدالحمید بود . بارها مورد تعقیب و شناسایی عوامل ساواک قرار گرفت اما در اراده پولادین او فـطور و سـستی راه نیافت سرانجام باران خـون ، نهال قیام را بارور ساخت و فجر از ورای ابرهای ضخیم سـتم دمید، فرشـته نجات و حـریت پس از قرنها تباهی و ظلمت رسید وحکومت ایمان بجای حاکمیت شیطان مستقرگشت و این پاداش تلاش وایثار و رنج عبدالحمیدها بود، او در سال ۱۳۵۸ موفق به اخذ دیپلم تجربی با نمرات عالی گردید، اینک هنگامه خدمت مقدس سربازی فرارسید و چه افتخار عظیمی که در نظام الهی انسان سرباز شد.
باشروع جنگ تحمیلی داوطلبانه از تهران عازم غرب گردید و سه ماه در آنجا فعالیت نمود و بعد از پایان خدمت مقدس سربازی ، در لباس بسیج عازم جبهة نور و ایمان گردید ، حضور او در جبهه به عنوان معلم قرآن و رزمنده ای سلحشور و پاکباز ، پشتوانه عظیمی برای همرزمان بود، شهید عبدالحمید در بیشتر عملیاتها حضور و فعالیت چشمگیر داشت چند ماهی در جهاد سازندگی خدمت نمود در سال ۱۳۶۱ در کنکور سراسری شرکت نمود و در دانشگاه های پزشکی شیراز و معارف اسلامی دانشگاه امام صادق (علیه السلام) قبول شد ، فرمانده شهید در انتخاب دشوار بین این دو موفقیت بزرگ جامعه الصادق را برگزید و فلسفه این گزینش را این امید می دانست که”هم دنیا دارد و هم آخرت” او دانشجوی برجسته ای در دانشگاه امام صادق (علیه السلام) بود و آنچنان موفقیت علمی داشت که یکی از اساتید بزرگ گفته بود : وقتی من نباشم محمود نژاد تدریس خواهد کرد . در طول بیش از سه سال دوره دانشجویی هرگز جبهه را فراموش نکرد و بعد از پایان هر ترم خود را به منطقه میرساند و پس از پایان عملیات با اتکا به استعداد شگرف خدادادی فاصله خویش رابا کلاس درس و امتحان به سرعت جبران می کرد آنچنان که خود می گفت یکبار پس از بازگشت از عملیات در حالی که چند روزی تا امتحان فاصله نبود مسئولین جامعه الصادق گفتند امکان آمادگی برای  شرکت در امتحان ندارید و من مصمم و محکم تا دیر وقتی ازنیمه شب گذشته، مطالعه کردم و در ظرف چند روز ضمن شرکت در امتحانات جزء ده نفر اول امتحانت کردیدم.
شـهیـد عبـدالحـمید آمیزه ای شـگفت از رزم ، مـطالعه ، تـدریـس و تـبـلـیـغ بود . در صحنه جهاد و میدان فرماندهی نـستوه و دلاور ، پاکبازی ایثار گر و چهره ای مقبول برای همرزمان بود و در کـلاس دانـشجویی مـمتاز و بـرجسته و در مـسجد مـعلـمی پارسا و متقی و در جامعه مظهر حسن خلق و سلامت روح و اندیشه بود. کجروی و اغراقات دیگران را تحمل نمی توانست [ بکند ] و منظرات و رو در رویی با انحرافات چپ و نفاق توفیقات فراوانی درجهت ارشاد نصیبش کرده بود. شهید رشید،عبدالحمید، شیفتة سرورشهیدان وعاشق اهل بیت عصمت و طهارت بود و با خضوع ، خشوع و تواضع از آنان یاد می کرد . و در عشق ابا عبدالله پیشتاز انجام مراسم و تشکیل مجالس سوگواری بود،یاد حسین و کربلایش شعله بر جانش می زد و سیل اشکهایش را جاری می ساخت، آننجا کة اراده ها و تصمیمها در انجام برنامه ای سست می شد حضور عبدالحمید گرما و شور و اعتماد به نفس می بخشید و همه چیز را سامان می داد، برپایی مسجد قبل از عملیات والفجر۸ محصول اراده و قاطعیت او بود.
عبدالحمید نام امام خـمیـنی  را عاشقانه بر زبان مـیراند و این عــارف پـیر پـارسا را نعـمتی برای امت اسلام می دانست، او امام را عصاره تقوی و فضیلت و ایمان و عرفان معرفی می کرد و فرمانش را فرمان رسول اللّه (صلی اللّه علیه وآله وسلم) می خواند.
عملیات والفجر ۸ نقطة عـروج این وارسته زاهـد پاکبار بود ، آن شب تا صبح احیا داشت ، سر برسجدة عبودیت نهاده ، اشک می ریخت و در زمزمه  پنهان و در نجوای شبانه اش شهادت می طلبید، وقتی تن به موج اروند رود سپرد یکی از یارانش گوید، چهر هاش آفتاب را می مانست نورانی و آرام و متبسم به یارانش گفت: وقتی شهید شدم جسمم را بر سیمهای خاردار بگذارید و از آن پلی برای عبور بسازید،  .
عبدالحمید  این اسوه فضیلت برای یاران ، الگویی برای خانواده و دوستان ، سربازی ایثارگر برای قرآن در گسترة اروند رود در هنگام وزش نسیم فتح و ظفر و طلوع فجر و نصر، سرخگون و سبکبال دعوت خدایش را لبیک گفت وراضیه مرضیه به صف عبادخاص پروردگار پیوست و در جوار رحمت دوست، خندان و سرافراز حضور یافت .

 

 

www.farzandanezahra.com

نویسنده : جامانده | موضوع : شهید عبدالحمید محمود نژاد


نظرات شما :

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.