server1 server1 server1 server1

آخرین تصاویر فرزندان زهرا

شرح دعای کمیل قسمت دهم

دعای کمیل
شرح دعای کمیل قسمت دهم

پدید آورنده : حجة الاسلام والمسلمین حسین انصاریان ، صفحه 20
«اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر النعم;
خدایا برای من بیامرز گناهانی که نعمت ها را تغییر می دهد.»
گناهانی که سبب تغییر نعمت ها می شود و به جای آن ها بلاها و مصایب و مشکلات و سختی ها و عذاب ها و عقوبت ها قرار می گیرد، به فرموده حضرت سجاد (ع) پنج گناه است:
1. ستم به مردم; 2. از دست دادن روحیه عادت در خیر; 3. کناره گرفتن از نیکوکاری; 4. کفران نعمت; 5. ترک سپاس گزاری و شکر.
1. ستم به مردم:
گناه ستم به مردم، گناهی بس زشت و معصیتی سنگین و کاری شیطانی است.
ستم گرچه به اندازه دانه ارزان باشد، قبیح است و بدون تردید این اندازه نیز در قیامت به حساب انسان گذاشته خواهد شد.
«و ان کان مثقال حبة من خردل اتینا بها و کفی بناها حاسبین; (1) و اگر عمل شما هم وزن دانه ای از خردل باشد، آن را به عرصه گاه قیامت برای سنجیدن می آوریم و بس است که ما حسابگر باشیم.»
2. از دست دادن روحیه عادت در خیر:
روحیه ها و عادت هایی که در تمام برنامه های خیر و مثبت به توفیق حضرت حق در انسان پیدا می شود و به سبب آن درهای رحمت الهی به روی انسان گشوده می گردد، از نعمت های بسیار باارزشی است که انسان باید با تمام وجود از آن ها نگاه داری کند و مراقب باشد که خناسان و شیاطین و غارتگران ارزش ها; از دست انسان نگیرند.
عادت داشتن به تحصیل معرفت، روحیه فروتنی و تواضع، حالت بردباری و حوصله، عادت به خدمت به بندگان حق و هر نوع عادت و روحیه ای از این قبیل خطرهایی در برابر دارد که انسان باید همواره برای حفظ آن ها از خطرها، بیدار و بینا باشد.
انسان اگر در برابر عادت های مثبت سستی کند و در برابر ضعیف شدن این عادت ها بی تفاوتی به خرج دهد، تا جایی که به زوال و نابودی آن ها منتهی شود، معصیت کرده و باید به انتظار تغییر نعمت های الهی در زندگیش باشد.
3. کناره گرفتن از نیکوکاری:
نیکوکاری و خوبی و احسان به مردم از نشانه های ایمان و انسانیت است. نیکوکاران بنابر آیات قرآن مجید مورد محبت حضرت حقند:
«والله یحب المحسنین » (2)
نیکوکاران نباید در هر شرایطی از نیکی و احسان به مردم دست بردارند; احسان و نیکی به مردم در حقیقت عبادت خداست و بهره و پاداشش عظیم و سبب خشنودی خدای مهربان است. بی تردید کناره گرفتن از نیکوکاری، گناهی بزرگ و در نهایت دور ماندن از فیوضات خاصه پروردگار و عاری شدن از اخلاق حسنه و زمینه محرومیت از رحمت خدا و پاداش های بی حساب است.
4. کفران نعمت:
کفران و ناسپاسی نعمت گناهی است که به فرموده قرآن مجید عذاب شدیدی به دنبال دارد:
«و لئن کفرتم ان عذابی لشدید» (3)
زشت ترین صورت کفران نعمت، هزینه کردن نعمت در گناه و معصیت و شهوت های حرام و خواسته های نابجای دیگران است.
5. ترک سپاسگزاری و شکر:
شکر و سپاسگزاری به حضرت حق که انواع نعمت های مادی و معنوی را برای رشد جسمی و روحی در اختیار انسان قرار داده، واجب و لازم و ترک آن خلاف انصاف و مروت و دور از شان آدمیت و انسانیت است.
حقیقت شکر، شناخت نعمت دهنده و نعمت و به ویژه مصرف کردن نعمت در اموری می باشد که صاحب نعمت دستور داده است.
شکر نعمت قلب، آراسته کردن آن به ایمان به خدا و یقین به قیامت و اعتقاد به انبیا، امامان، قرآن کریم و فرشتگان است.
شکر نعمت چشم، تماشای جهان طبیعت برای پی بردن به عظمت و قدرت حق و به کارگیری آن در مسیر تحصیل علم و قرائت قرآن و فروبستنش از محرمات الهی است.
شکر نعمت گوش، استماع حق، شنیدن حقایق، و نگه داری و حفظش از شنیدن باطل، غنا، غیبت، تهمت و برنامه های شیطانی است.
شکر نعمت زبان، گفتار نیک، خیرخواهی نسبت به مردم، پاسخ به سؤال های مثبت، راهنمایی گمراه، قرائت قرآن، ادای نماز و نگاه داریش از غیبت، دروغ، تهمت، شایعه بی اساس، باطل گویی، مسخره کردن مردم و تحقیر بندگان خداست.
شکر نعمت شکم، به اندازه خوردن، حلال خوردن و دور نگاه داشتن از انباشته شدن حرام در آن است.
شکر نعمت شهوت، مصرفش در طریق ازدواج شرعی، و دور نگاه داشتنش از امور حرام است.
شکر نعمت قدم، پای گذاشتن در مساجد، شرکت در مجلس علم، رفتن به دیدن اقوام و برادران دینی و قدم برداشتن برای حل مشکل مردم است.
شکر نعمت مال، هزینه کردن برای زن و فرزند، پرداخت به اقوام مستمند، خرج کردن در امور خیر، ادای زکات، پرداخت خمس و انفاق و صدقه است، که ترک هر یک از این امور که شعاعی از شکر و سپاسگزاری است، گناه و معصیت و سبب تغییر نعمت به بلا و عذاب و مشکلات و مصایب است.
«اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعاء;
خدایا برای من بیامرز گناهانی که دعا را از مستجاب شدن باز می دارد.»
حضرت سجاد (ع) هفت گناه را از موانع استجابت دعا می داند:
1. نیت بد; 2.صفات پنهانی زشت; 3. دورویی و نفاق با برادران دینی; 4. باور نداشتن اجابت دعا; 5. تاخیر انداختن نمازهای واجب تا گذشتن و از دست رفتن اوقات آن ها; 6. ترک نیکی و صدقه که وسیله تقرب به خداست; 7. به کار بردن کلمات زشت و رکیک در گفتار با مردم و آلوده بودن زبان به فحش و ناسزا.
1. نیت بد.
نیت به معنای قصد و آهنگ و اراده است، اسلام از انسان می خواهد نسبت به همه انسان ها و حتی حیوانات و موجودات زنده نیت و آهنگ خیر داشته باشد ; برای همه خیر و خوشی و سعادت و سلامت بخواهد و نیتش این باشد که تا حد مقدور به مردم خوبی کند و در مقام رفع مشکلات مردم باشد.
نیت خیر و آهنگ پاک و قصد صحیح از چنان ارزشی برخوردار است که به آن ثواب و پاداش داده می شود.
از حضرت صادق (ع) روایت شده، بنده مؤمن تهی دست می گوید: پروردگارا! به من رزق و روزی عطا کن تا از خوبی و نیکی و برنامه های خیر چنین و چنان کنم، چون خدا نیت او را در این زمینه، صادقانه بداند، پاداشش را به مانند این که به همه موارد نیتش را عمل کرده، برای او در پرونده اش ثبت می کند، زیرا خدا واسع و کریم است. (4)
روایت شده مردی در حال گرسنگی به تپه شنی عبور کرد، در باطن خود گفت: اگر این شن ها طعام بود، آن را میان مردم تقسیم می کردم. خدا به پیامبرشان وحی کرد که به او بگو: مسلما صدقه ات را پذیرفته و خوبی نیتت را قبول کرد و پاداشت را چنان چه این شن ها طعام بود و صدقه می دادی، عطا کرد. (5)
انسان جواب است از قصد بد و نیت شر و شیطانی نسبت به همه انسان ها و بلکه همه موجودات بپرهیزد، زیرا آهنگ فاسد و آلوده و قصد بد درون را تاریک و باطن را آلوده می کند و زمینه گناه و ستم به بندگان خدا را فراهم می آورد.
2. صفات پنهانی زشت:
صفاتی هم چون نفاق، سوء ظن، کینه، عجب، ریا، کبر، غرور، بخل، حرص، طمع، حسد، محبت به دشمنان خدا، گناهان بسیار خطرناکی اند که علاوه بر آثار شوم دنیایی و عذاب آخرتی، مانع از استجابت دعا می شوند.
امام باقر (ع) درباره منافق می فرمایند:
«بئس العبد عبدا همزة لمزة یقبل بوجه و یدبر بآخر; (6) عیب جو بنده بدی است و بدگو و آبروبر، با یک چهره به دوستی می آید و با چهره دیگر، به دشمنی پشت می کند.»
سوء ظن
سوء ظن و بدگمانی به خدا و اولیای الهی و مردم مسلمان از گناهان بسیار زشت است که در عین پنهان بودنش در قلب، در پرونده انسان ثبت می شود و در قیامت به حساب او می آید و سبب عذاب می شود، مگر این که بد گمان در دنیا به توبه واقعی موفق شود.
«یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم; (7) ای اهل ایمان از بسیاری از گمان ها و پندارها در حق دیگران اجتناب کنید، که برخی گمان ها و پندارها گناه است.
رسول خدا فرمود: «سوگند به آن که شایسته پرستشی جز او نیست، خدا هیچ مؤمنی را پس از توبه و آمرزش خواهی اش عذاب نکند، جز به خاطر بدگمانیش به خدا و کوتاهی اش در امیدواری به رحمت حق و بداخلاقی و غیبت کردنش از مردم مؤمن.» (8)
انسان مؤمن که درونش آراسته به ایمان و باطنش دارای حسنات اخلاقی و ظاهرش همراه عمل شایسته است، باید به رحمت و پاداش خدا امیدوار و خوش گمان باشد و از پندار غلط و گمان بد نسبت به حق بپرهیزد.
گنه کارانی که راه توبه به رویشان باز است و زمینه جبران گناهان برای آنان فراهم است و با توجه به این که حضرت حق در قرآن وعده آمرزش هر گناهی را داده است، نباید نسبت به پروردگار در پذیرش توبه بدگمان باشند، بلکه بر آن ها واجب است باطن خود را به حسن ظن بیارایند و از این رهگذر خود را در معرض رحمت الهی قرار دهند.
حدیث شناس کم نظیر، علامه مجلسی در شرح حدیث حسن ظن و سوء ظن به خدا می گوید: هنگام طلب آمرزش خوش بین باشد که خدا او را می آمرزد و چون توبه و بازگشت به حق کند، بداند که خدا او را می پذیرد و هنگامی که از روی حقیقت دعا کند، یقین به اجابت داشته باشد و زمانی که از خدا در مورد کاری کمک خواهد، بداند خدا کار او را کفایت کند و هنگامی که عملی برای خدا انجام دهد، بداند خدا آن را قبول می کند. این همه حسن ظن به خدا و ضدش بد گمانی به حضرت اوست که از گناهان کبیره به حساب آمده و به آن وعده عذاب داده شده است.
اموری که انسان از اهل ایمان و مسلمانان می بیند و ظاهر آن کارها خوش آیند نمی باشد، حق ندارد نسبت به آنان گمان بد و سوء ظن ببرد، بلکه تا جایی که ممکن است لازم است عمل مؤمن و کار مسلمان را حمل بر صحت و درستی کند; به عنوان مثال: اگر کسی مؤمنی را در مجلس گناه ببیند، مجلسی که همه گونه آلات لهو و لعب و ابزار قمار و وسایل شراب خواری فراهم است، نباید تعجب کند و از دل آه سرد برآرد و دست بر دست بزند و گمان کند آن مؤمن دست از ایمان شسته و در زمره اهل فسق و فجور قرار گرفته، که این سوء ظن و بد گمانی از نظر قرآن و روایات اهل بیت (ع) حرام و موجب عذاب و کیفر الهی است، بلکه برابر با دستور پیامبر و اهل بیت باید در باطن خود با آرامش و اطمینان بگوید: خوشا به حال برادر مؤمنم که خدای مهربان به او توفیق عطا کرده، تا در این مجلس برای امر به معروف و نهی از منکر حاضر شود و به چاه افتادگان و گمراهان را نجات بخشد. ای کاش! چنین توفیقی نصیب من هم می شد تا بتوانم بیمار گناه را مداوا کنم و اسیر شیطان را از اسارت نجات دهم و از این رهگذر به پاداشی بزرگ و ثوابی عظیم برسم.
کینه
بر هر مسلمانی لازم است به همه انسان ها محبت و علاقه داشته باشد، مگر به کسانی که خدای قهار اجازه نمی دهد. کینه به مردم سبب محرومیت انسان از صله رحم، نیکی و نیکوکاری، و انواع امور خیر می شود. کینه به مردم دل را آلوده، روح را تاریک اندیشه را ظلمانی و آدمی را از رحمت خدا دور می کند.
رسول خدا می فرمایند:
«ما کاد جبرئیل یاتینی الا قال: یا محمد اتق شحناء الرجال و عداوتهم; (9) نشد که جبرئیل نزد من آید، جز این که گفت: ای محمد! از بغض و دشمنی کردن با مردم بپرهیز.»
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:
«راس الجهل معاداة الناس; (10) یک سر نادانی دشمنی با مردم است.»
و نیز آن حضرت می فرمایند:
«معاداة الرجال من شیم الجهال; (11) دشمنی با مردم از اخلاق نادانان است.»
امام صادق (ع) فرمود:
«ایاک و عداوة الرجال فانها تورث المعرة، و تبدی العورة; (12) از دشمنی با مردم بپرهیز، که سبب هلاکت و موجب آشکار شدن عیب هاست.»
عجب
به خود بالیدن، از عمل خود راضی بودن و خودپسندیدن و با این امور بر دیگران فخر فروختن، گناه بسیار زشتی است.
انسان مملوک خدا و حیات و مرگش به دست او است. رزق و روزی اش از جانب خدا و توفیق بندگی و عبادتش عنایت او است و هر کار خیر و عمل صالحی انجام دهد به خواست او است; با توجه به این حقایق، جا ندارد که حالت شیطانی، عجب و خودپسندی به خود راه دهد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
«من دخله العجب هلک; (13)
هر که دچار خودپسندی شود به هلاکت می رسد.»
و آن حضرت فرمود:
مرد دانایی نزد عابدی آمد و به او گفت: چگونه نماز می خوانی؟ پاسخ داد: از چون منی می پرسند که چگونه نماز می خوانی؟ من از ابتدا چنین و چنان خدا را عبادت می کنم. گفت: گریه ات چگونه است.
گفت: به اندازه ای گریه می کنم که اشکم روان شود، آن دانا گفت: به راستی اگر بخندی و از خدا ترسان باشی بهتر است که گریه کنی و به خود ببالی; راستی هر که بر خود ببالد، هیچ کرداری از او بالا نرود. (14)
رسول خدا (ص) فرمود:
خدای – عزوجل – به داوود فرمود: ای داوود! گنهکاران را مژده ده و صدیقان را بترسان، عرض کرد: چگونه گنهکاران را مژده دهم و صدیقان را بترسانم؟ فرمود: ای داوود! به گنهکاران را مژده ده، که من توبه پذیرم و از گناه می گذرم و صدیقان را بترسان که مبادا به اعمال خود عجب ورزند و خودپسند شوند، زیرا من هیچ بنده ای را پای حساب قرار ندهم، جز آن که هلاک باشد. (15)
ریا
خودنمایی در عمل و انجام عبادت و کار خیر به دلیل جلب نظر مردم، حرام و مورد خشم خداست.
قرآن مجید، گروهی از نمازگزاران را به سبب ریا مورد نفرت قرار داده و می فرماید:
«فویل للمصلین، الذین عن صلاتهم ساهون، الذین هم یراؤون…» (16)
وای بر نمازگزاران، آنان که از نمازشان غافلند، آنان که پیوسته ریا می ورزند.
شخصی از رسول خدا پرسید: نجات در چیست؟
فرمود: انسان به دلیل جلب نظر مردم به عبادت برنخیزد!
در روایت آمده: شخصی در جهاد کشته می شود، فردی ثروتش را در راه خدا انفاق می کند و شخصی قرآن قرائت می کند; خدا به هر یک از آنان می گوید:
تو در مورد جهاد دروغ گفتی خواسته ات این بود که گفته شود: فلانی شجاع است و تو در مسئله انفاق دروغ گفتی، زیرا می خواستی گفته شود: فلانی اهل جود و سخا است و تو در قرائت قرآن دروغ گفتی، خواسته ات این بود که بگویند: فلانی قاری قرآن است، سپس رسول خدا فرمود: به اینان پاداش نمی رسد و خودنمایی و ریای آن ها اعمالشان را بر باد داد. (17)
در حدیثی از رسول خدا آمده:
«ان الله تعالی یقول للملائکة: ان هذا لم یردنی بعمله فاجعلوه فی سجین; خدا به فرشتگان می گوید، همانا این شخص با کردارش قصد مرا نداشته، بنابراین او را در جهنم قرار دهید.» (18)
رسول خدا فرمود: ترسناک ترین چیزی که نسبت به آن بر شما می ترسم، شرک اصغر است، گفتند: یا رسول الله شرک اصغر چیست؟ فرمود: «ریا.» (19)
و نیز آن حضرت فرمود: خدا عملی که در آن به اندازه ذره ای از ریا باشد، نمی پذیرد. (20)
شداد بن اوس می گوید: رسول خدا را دیدم گریه می کند، گفتم: سبب گریه شما چیست؟
فرمود: بر امتم از شرک می ترسم. اینان بت و خورشید و ماه و سنگ را نخواهند پرستید، ولی با اعمالشان به ریا و خودنمایی ست خواهند زد. (21)
کبر
سرکشی و گردن کشی چه در برابر حق، چه در برابر مردم، چه در برابر دستورهای خدا و انبیا و امامان و چه در برابر خیرخواهان دلسوز، حالتی ابلیسی و اخلاقی شیطانی است.
ابلیس به دلیل تکبرش از دستور حق، برای همیشه از رحمت حق محروم و برای ابد از پیشگاه پروردگار رانده شد و مورد لعنت قرار گرفت و عذاب همیشگی بر او قطعی شد.
تیره بختی و بدبختی وشقاوت متکبر به اندازه ای است که از دایره محبت خدا خارج است.
«انه لایحب المستکبرین » (22)
برای متکبر و سنگینی گناهش همین بس که قرآن مجید او را اهل دوزخ به حساب آورده و فرموده: دوزخ جایگاه بدی برای متکبران است.
«فلبئس مثوی المتکبرین » (23)
آری، خود را از دیگران بزرگ تر دیدن، در همه امور محور و میزان حساب کردن، امتناع از پذیرفتن دستورهای حق، روی گردانی از عبادت و بندگی و چهره درهم کشیدن در برابر هر حقی و حقیقتی، بر پایه این هدف که من بهتر می فهمم، از گناهان کبیره و معصیت هایی می باشد که پروردگار به آن وعده عذاب دردناک داده است.
کبر و فخرفروشی به مردم به سبب علم و دانش، عمل و عبادت، حسب و نسب، زینت و جمال، ثروت و مال، قوت و قدرت، بسیاری یار و یاور و رفیق و دوست. امری بسیار قبیح و عملی فوق العاده زشت است.
امام صادق (ع) فرمود:
«العز رداء الله، والکبر ازاره فمن تناول شیئا منه اکبه الله فی جهنم; (24)
عزت و عظمت و شرف و برتری و بزرگ منشی مخصوص خدا است، کسی که چیزی از آن را به خود بگیرد، خدا او را در دوزخ می اندازد.»
حضرت باقر و امام صادق (ع) فرمودند:
«لایدخل الجنة من فی قلبه مثقال ذرة من کبر; (25)
کسی که در دلش، هم وزن ذره ای از کبر باشد وارد بهشت نمی شود.»
امام صادق (ع) فرمود:
«ان فی جهنم لوادیا للمتکبرین یقال له سقر شکی الی الله عزوجل شدة حره و ساله ان یاذن له ان یتنفس فتنفس فاحرق جهنم; (26)
به راستی در جهنم سرزمینی است ویژه متکبران که به آن «سقر» گفته می شود، از شدت حرارتش به خدا شکایت می کند، و می خواهد که به او اجازه نفس کشیدن بدهد; پس نفس می کشد و در نتیجه جهنم را می سوزاند.
عبدالاعلی می گوید: به حضرت صادق گفتم: کبر چیست؟ فرمود: بزرگ ترین درجه کبر این است که حق را سبک شماری و مردم را خوار پنداری. گفتم: سبک شمردن حق چیست؟
فرمود: آن را نفهمیده گیری و بر اهل آن طعنه و سرزنش زنی. (27)
پی نوشت ها:
1. انبیا (21)، آیه 47.
2. آل عمران (31) آیه 134.
3. ابراهیم (14) آیه 7.
4. محجة البیضاء، ج 8، ص 106.
5. محجة البیضاء، ج 8، ص 104.
6. قلب سلیم، ص 61.
7. حجرات (49) آیه 12.
8. اصول کافی، ج 3، ص 115.
9. همان، ج 5، ص 195.
10. میزان الحکمه، ج 3، ص 1846.
11. میزان الحکمة، ج 3، ص 1846.
12 و 13. اصول کافی، ج 5، ص 226- 225.
14. اصول کافی، ج 5، ص 229.
15. ماعون (17) آیه 7- 5.
16. محجة البیضاء، ج 6، ص 140- 139.
17 و 18 و 19. همان، ص 141- 140.
20. نحل (16)، آیه 23.
21. همان، آیه 29.
22. بحارالانوار، ج 70، ص 212.
23. کافی، ج 2، ص 310.
24. همان، ص 311.
25. بقره (2) آیه 216.
26. سفینة البحار، ج 3، ص 319.
27. میزان الحکمة، ج 3، ص 2235- 2234.

نویسنده : ثارالله | موضوع : زیارت ها و دعا های اهل بیت


نظرات شما :

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.