server1 server1 server1 server1

آخرین تصاویر فرزندان زهرا

مناسبات اخلاقی و رفتاری با همسایگان

اهل بیت(ع)

مناسبات اخلاقی و رفتاری با همسایگان

پدید آورنده : ، صفحه 42
آخرین قسمت
شراره های شرارت
رسول اکرم(ص) یکی از موارد شومی خانه را، همسایه بد دانسته اند و در فرمایشی دیگر از مصادیق شقاوت را همسایه بد معرفی کرده اند.(1) و امام صادق (ع) یکی از سه چیزی را که زندگی آدمی را تیره و تار می کند همسایه بد می دانند.(2) کلام گهربار حضرت علی(ع) در این باره چنین است: همسایه بد بزرگترین زیان ها و سخت ترین گرفتاری هاست.(3)
لقمان حکیم می گوید: من به درستی که سنگ بزرگی را حمل نمودم امّا بار سنگینی که از همسایه بد، سنگین تر باشد حمل نکردم. در خصوص معاشرت با همسایه شرور گفته اند وی همچون کوره آهنگری است که اگر شعله اش آدمی را نسوزاند، بوی بدش انسان را به شدت آزار می دهد یا آن که دودش رنج آورست.
حضرت امام محمد باقر(ع) می فرمایند: از اموری که کمر شکن است همسایه ای می باشد که اگر نیکی و خوبی ببیند آن را نادیده تلقی کرده و مخفی می نماید ولی با مشاهده لغزش و خطایی در آشکار نمودن آن می کوشد.(4)
پیامبر اکرم(ص) سه چیز را کمرشکن معرفی کرده اند: قدرتمندی که اگر به او نیکی کنی تشکر نمی نماید ولی اگر بدی کردی هرگز راضی نمی شود تو را مورد عفو قرار دهد، همسایه ای که چشم او مراقب توست و دل او در انتظار مرگ تو لحظه شماری می کند. اگر از تو رفتاری خوب و عملی نیکو ببیند آن را مستور می نماید و کسی را از این موضوع آگاه نمی کند ولی به محض آن که عملی ناگوار از تو سرزد افشا می نماید، همسری که اگر نزدش باشی آرامش و شادی تو را تأمین ننماید و موجب چشم روشنی تو نشود و اگر بخواهی از نزد او دور شوی، به وی اطمینان نداشته باشی.(5)
امام سجاد(ع) سفارش نموده اند: از همنشینی با گناهکاران، یاری ستمگران و همسایگی با فاسقان پرهیز نمائید.(6) در سروده ای که به مولای پرهیزکاران منسوب است چنین می خوانیم: از دوستی با دروغگو و نزدیک شدن و همسایه گردیدن با وی اجتناب نما، زیرا چنین شخصی مدام همنشین خویش را آلوده می سازد.(7) امام صادق(ع) نیز شیعیان را از انتخاب همسایه حریص منع فرموده اند: امور بیهوده دو چیز است: موعظه کردن فردی که آن را نمی پذیرد و در وی اثر نمی گذارد و دیگر همسایگی با فرد حریص.(8)
بد رفتاری با همسایگان علاوه بر آن که در زندگی دنیوی نتایج ناگواری به بار می آورد موجب محرومیت از رحمت الهی در سرای جاوید است، زیرا خاتم پیامبران حضرت محمد(ص) فرموده اند: دو فرد را خداوند در روز قیامت به نظر رحمت نمی نگرد آن که با خویشان قطع رابطه کند و شخصی که با همسایگان رفتار بدی پیش گیرد.(9)
در برابر خلاف های همسایگان به هیچ عنوان نباید بی تفاوت بود و سکوت و خاموشی در مقابل آلودگی ها و اعمال ناروای آنان امری مذموم تلقی می گردد. امام صادق(ع) فرموده اند: کسی که همسایه گناهکارش را از خلافی که مرتکب می شود نهی ننماید به منزله شریک اوست.(10)
دوری از اذیت همسایگان نشانه ای از پرهیزگاری و پارسایی است و به فرمایش اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) آن که همسایه اش از شرش مصون نباشد شیعه واقعی نخواهد بود و نیز از دیدگاه آن
فروغ های فروزان مؤمن راستین کسی است که همسایه ها از آزارش آسوده باشند.(11) حضرت علی (ع) توصیه نموده اند: با کسی همسایه شو که از وی در امان باشی و خوبی و خیرش شامل حالت گردد و نیز از سفارش های آن حضرت است که فرموده اند: آن که همسایگان را سبک می شمارد و ذلیل می دارد هرگز به قلّه عزّت راه نخواهد یافت.(12)
رسول خدا(ص) هشدار داده اند، هر کس به همسایه اش آزاری برساند، خداوند متعال بوی بهشت را بروی حرام می نماید و جهنم که بد جایگاهی است، مکانش خواهد بود و کسی که حق همسایه را تباه کند از ما نمی باشد و نیز نقل شده است که آن حضرت فرموده اند: از خصال مؤمن آن است که همسایه اش را نمی آزارد و نیز همسایگان به دلیل مجاورت خانه هایشان با منزل وی، اذیت نمی شوند.(13)
بر اساس منابع روایی، همسایه آزاری علامت ابلهی است و از نشانه های افراد فرومایه این است که به همسایه خویش اذیت می کنند. حضرت علی(ع) یکی از چهار خصلت فرد خائن را آزردن همسایه معرفی
می فرماید.(14) امام صادق(ع) همسایه آزار را ملعون می داند.(15) و از برخی احادیث برمی آید اذیت کنندگان به همسایه ها در عالم برزخ وضع آشفته و نگران کننده ای دارند و در روز قیامت با دست و پای بریده حاضر می گردند.(16)
همسایه ناسازگار
یکی از اصحاب پیامبراکرم(ص) همسایه ای تندخو و مردم آزار داشت، نصایح آن صحابی در اصلاح رفتار وی مؤثر نبود و رفق و مدارای او چون روغن بر آتش، شعله های آزار آن همسایه را بر می افروخت. پس ناگزیر گشت شکایت آن همسایه ناسازگار را نزد پیامبر ببرد. پس چنین کرد، رسول خدا(ص) پس از شنیدن گلایه های وی، به او توصیه فرمود: بار دیگر در اصلاح اخلاق و تعدیل کردار همسایه اش بکوشد و با بیانی نرم و ملایم خشونت و شرارت او را هموار سازد. مرد صحابی موعظه پیامبر را به کار بست ولی آن مرد خودخواه و مغرور بر تعدّی خود ادامه داد و رفتار ناستوده اش تشدید گشت. جام صبر آن مسلمان لبریز گردید و بار دیگر محضر حضرت محمد(ص)
شتافت و خاطرنشان ساخت آن همسایه بد رفتار همچنان به روش مذموم گذشته خویش ادامه می دهد. این بار چون آن آخرین فرستاده خداوند، شکوه های مرد صحابی را شنید و آشفتگی او را مشاهده نمود، فرمود تا کالا و لوازم زندگی خود را از خانه بیرون ببرد و در رهگذر مردم قرار دهد. شاکی پیشنهاد رسول اکرم(ص) رابه اجرا درآورد و تمامی وسایل منزل را در یکی از معابر پر رفت و آمد قرار داد، افرادی که از آن مسیر عبور می نمودند با تنگ شدن معبر روبرو شدند و چون شکایت مرد صحابی را گوش دادند سیل توبیخ، نفرین، نفرت و لعنت را به جانب آن همسایه مردم آزار سرازیر کردند و بانگ برآوردند: پروردگارا او را از منزلش آواره گردان، همسایه متجاوز به حقوق دیگران وقتی متوجه شد، ملامت مردم بر علیه او بلند شده و آن مرد آزار دیده در رهگذر مردم به عنوان اعتراض به رفتار وی مسکن گزیده است و جمع کثیری از مسلمانان بر علیه او شوریده اند و خطر قهر اجتماعی و انزجار عمومی از هرجانب او را تهدید می کند سراسیمه به سوی محل اقامت فرد شاکی رفت، سر و رویش را غرق
بوسه ساخت
بوسه ساخت و زبان به عذرخواهی گشود و با عجز و التماس از وی خواهش نمود تا با امنیت خاطر و اطمینان کامل به خانه خویش بازگردد و چون تضرّع و زاری او استمرار یافت صحابی معترض بر او رحم و شفقت آورد و لوازم زندگی را به خانه برد، از آن پس بین آن دو نفر چنان صلح و صفا حاکم گردید که دیگر تا مدت ها بعد کسی بین آنان کدورت و ناگواری ندید.(17)
فقها این فرمان حکیمانه نبوی را از جمله اموری شناخته اند که نتیجه آن دفع ستم به تدبیر شرع مباح است وسیله ای که در این حکم مورد استفاده قرار گرفته نمونه ای از تدبیر منطقی و خردمندانه است که شخص متخلّف را به ترک شرارت ملزم می سازد و در میان وسایلی که بدین منظور به کار می رود هیچ کدام سخت تر از هیجان عمومی و خشم اجتماعی نیست که مقام و موقعیت شخص تجاوز کار را در معرض تهدیدی جدّی قرار می دهد.
ضرر نرسانیدن به همسایه
سمرة بن جندب از دشمنان اهل بیت(ع) و فردی لجوج و ستمکار می باشد که از کشتار بی گناهان، نشر اکاذیب و جعل اخبار ابایی نداشت. این مرد به ظاهر مسلمان که در لوح دلش اثری از ایمان نبود در گوشه حیاط مردی انصاری درخت خرمایی داشت و هرگاه می خواست به آن سرکشی کند برای آن مرد با ایمان اسباب مزاحمت فراهم می کرد. روزی صاحب خانه به سمره گفت: تو مدام ما را اذیت می کنی و با آمد و رفت بی موقع و بدون اطلاع دادن و اجازه گرفتن، آرامش را از خانواده ما سلب نموده ای. سمره که فردی لجوج، مردم آزار و
تیره دل بود، به تقاضای مشروع و منطقی مرد انصاری وقعی ننهاد و گفت من هرگز حاضر نمی شوم برای سرکشی به درخت خرمایم از کسی اجازه بگیرم. ساکن خانه وقتی موفق نشد از طریق تذکر و نصیحت از رفتار آزار دهنده سمره، ممانعت به عمل آورد، به محضر رسول اکرم(ص) شرفیاب گردید و از آن فرد شرور شکایت نمود.
پیامبر وی را احضار نمود و خطاب به او فرمود: سر زده وارد خانه مردم نشو و از ناراحت کردن مرد انصاری دست بردار. سمره به فرمایش رسول اکرم(ص) عمل نکرد و رفتار مذموم قبلی را پی گرفت. پیامبر با مشاهده شرارت های وی، به سمره پیشنهاد نمود نخل خود را با درخت خرمای دیگری در جای خاصی مبادله کند. او نپذیرفت، هر بار پیامبر درختی اضافه می نمود حتی به ده درخت رسید امّا سمره گفت: نمی پذیرم. حضرت فرمودند درخت خود را بفروش و در جای دیگر نخل خرمایی بخر، باز هم قبول نکرد. رسول خدا(ص) برای حل این مشکل بهای درخت را چنان بالا برد که به چندین برابر ارزش واقعی آن رسید ولی سمره حاضر به فروش آن نشد. پیامبر فرمود: من ضمانت می کنم اگر در این دنیا برای جلب رضایت خداوند از آن درخت خرما صرف نظر کنی، در سرای دیگر خداوند متعال پاداش مناسب به تو عطا فرماید. ولی این خیره سر گستاخ با نهایت فرو مایگی گفت: چنین پاداشی نمی خواهم، پیامبر که از جسارت و سماجت بی جای سمرة بر آشفته شده بود، مرد انصاری را مخاطب قرار داد و فرمود: بی درنگ برو و درخت او را از ریشه برکن و جلویش بیانداز زیرا اسلام هرگونه زیان رسانیدن به افراد با ایمان را ممنوع ساخته است وقتی مرد انصاری درخت را از جای برکند و به سوی سمرة انداخت. پیامبر
خطاب به آن مرد خاطی فرمود: اکنون برو و هرکجا که خواستی درخت را غرس کن. از فرمان پیامبر در این ماجرا قاعده لاضرر بوجود آمد که در فقه به آن استناد می شود، زیرا حضرت، سمره را این گونه معرفی فرمودند: رجل مضار و لاضرر و لاضرار فی الاسلام.(18)
بر اساس این قانون هرکار یا بیان زیان زایی که ضرر شخصی یا اجتماعی داشته باشد خلاف محسوب می گردد و باید جلوی آن گرفته شود. بر اساس موازین قانونی و حقوقی کسی نمی تواند در ملک خود تصرفی کند که مستلزم خسارتی به همسایه شود مگر تصرفی که به قدر متعارف و برای رفع حاجت و یا دفع ضرر از خود باشد و نیز هیچ کس نمی تواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد.
از امام صادق (ع) درباره دیواری سؤال شد که به فردی تعلق دارد و حد فاصله بین خانه او و منزل همسایه می باشد اگر این دیوار خراب شود و صاحبش از بازسازی امتناع نماید تکلیف چیست؟ امام فرمود نمی توان صاحب دیوار را مجبور کرد که دوباره آن را بنا کند مگر در صورتی که تجدید بنای این دیوار در رابطه با اصل ملک برای همسایه به عنوان حق یا شرط ضمن عقد از قبل وجود داشته باشد ولی به صاحب منزل گفته می شود اگر مایلی می توانی در ملک خودت دیوار بکشی. به امام عرض شد اگر دیوار خراب نشود ولی صاحب آن بدون نیاز و به مقدار اضرار به همسایه دیوار را خراب کند و یا بخواهد تخریب کند تکلیف چیست؟ امام فرمود: به او چنین اجازه ای داده نمی شود زیرا رسول اکرم(ص) فرمود: لاضرر و لاضرار و اگر صاحب دیوار آن را خراب نماید وی را ملزم می نمایند که دوباره آن را احداث کند.(19)
مالک می تواند در زمین خود حمام بسازد و همسایگان حق اعتراض ندارند ولی اگر عارضه ای ناراحت کننده چون دود و مانند آن پدید آورد می توانند از بهره برداری حمام جلوگیری کنند مگر آن که دودی که از آن بر می خیزد به میزان دودی باشد که از خانه های افراد دیگر بلند می شود در این صورت حق اعتراض ندارند. همچنین انسان مجاز است در ملک و محل سکونت خویش باغچه ای احداث کند ولی باید ترتیبی اتخاذ نماید که رطوبت آن به خانه همسایه ها آسیب نرساند و باید با قیراندود کردن یا بتون ریزی جلو این عارضه را بگیرد. هر فردی می تواند در خانه خویش به حفر چاه جهت مقاصد گوناگون اقدام نماید ولی اگر این عمل موجب حدوث خساراتی به خانه های مجاور گردد بنا به نظر برخی فقها می توان جلو حفر آن را گرفت یا اگر حفر شده پر نمود ولی باید خساراتی را که متوجه صاحب چاه شده جبران کرد و از ضرر زدن به او جلوگیری به عمل آورد. در روایات و منابع حدیثی آمده است وقتی امام زمان (عج) ظهور کند دستور می دهد بالکن های راه گیر، فاضلاب های مزاحم و آبریزهای راه یافته به معابر ویران گردد.(20)
هرگاه طبقه تحتانی از آن کسی و طبقه فوقانی متعلق به فرد دیگری باشد هر یک از آن دو به جهت متعارف می توانند در بخش اختصاصی خود تصرف کنند ولی در مورد سقف مشترک بین دو طبقه در صورتی مالکین می توانند در کف یا سقف تصرف نمایند که مزاحم دیگری نباشند.(21) مردی از انصار نزد رسول اکرم(ص) آمد و از مساکن مجاور خانه اش شکایت کرد و عرض نمود: خانه های مجاور، گرداگرد خانه ام را گرفته اند (خانه ام به دلیل ارتفاع دیگر خانه ها فرو افتاده و از نور و هوا محروم شده است)، پیامبر فرمود: صدایت را به نیایش بلند کن و از خداوند بخواه برایت گشایش پدید آورد.(22) به موجب حدیث مشهور رسول اکرم(ص) که فرموده اند: الناس مسلطون علی اموالهم(مردم بر اموال خود سلطه داشته و اختیار آن را دارند) اگر کسی مالک چیزی بود حق دارد در آن تغییراتی بوجود آورد. این قاعده در مواقعی با اصل «لاضرر» برخورد می کند، امّا قاعده اخیر بر حکم مزبور که از احکام وضعی است برتری و تفوق دارد.
بردباری در مقابل اذیت همسایگان
در منابع اسلامی، صبر و متانت در مقابل آزار همسایگان از نشانه های ایمان معرفی شده است: رسول اکرم(ص) سه گروه را معرفی فرموده اند که خداوند آنان را دوست می دارد، یکی از این ها مردی است که از همسایه اش آزار می بیند ولی وی اذیت او را تحمل می کند تا مرگ یا مسافرت میان آنان جدایی افکند.(23)
از معصومین نقل گردیده است مؤمن از چهار بلا مصون نمی باشد و یکی از آنها همسایه ای است که او را اذیت می نماید.(24) پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: دنیا زندان مؤمن است و بهشت کافر و اگر مؤمن در سوراخ موش هم باشد خداوند کسی را بر پا می دارد تا آزارش دهد و نیز در دنیا شخص با ایمانی نباشد مگر آن که از همسایه اش آزار ببیند. امام صادق(ع) نیز متذکر گردیده اند: مؤمن از سه چیز مصون نخواهد بود که یکی از آنها برایش فراهم می گردد: یا شریک خانه ای دارد که درب را برویش می بندد و آزارش می دهد یا همسایه ای که او را اذیت می کند یا چیزی بر سر راه نیازهایش قرار می گیرد که وی را در تنگنا قرار می دهد.(25)
امام باقر(ع) فرموده اند: مردی نزد رسول اکرم (ص) آمد و از اذیت همسایه شکوه نمود، پیامبر او را به تحمّل آزار همسایه فراخواند و چون بار دیگر آمد و از همسایه اش شکایت کرد. باز هم حضرت فرمودند: شکیبایی پیشه کن.(26) از امام کاظم روایت شده است خوبی به همسایه این نیست که از ایذای او اجتناب کنی بلکه نیکی آن است که در مقابل اذیت او صبور باشی.(27) حضرت علی(ع) نیز می فرمایند: هر که پی در پی نیکی کند و ناروایی برادران و همسایگان را تحمّل نماید البته نیکی را کامل نموده است.(28)
اگر همسایه ای مرتکب خطایی گردید و با عذرخواهی و پوزش در صدد ترمیم آن برآمد باید از او این اعتذار را پذیرفت. در سروده ای منسوب به حضرت علی (ع) آمده است: جوانمردی حفظ حقوق دیگران و پذیرفتن عذر همسایه به هنگام عصبانی شدن اوست.(29)
یکی از مسایلی که امکام دارد آتش رشک بر افروزد و کدورت های همسایگان را تشدید کند این است که برخی افراد موفقیت ها، امکانات و تسهیلاتی که برایشان فراهم شده است رابه رخ دیگران می کشند. اگر آدمی توفیق ها و نعمت هایی را که شامل حالش شده است حداقل از دید افراد مشکوک و نفوس ناپاک مستور دارد کمتر زیان می بیند. حضرت علی(ع) این نکته روان شناختی را در مضامین عالی بیان فرموده اند: فقر و ساده زیستی سلاح مؤمن است و او را از رشک ورزی همسایگان مصون می دارد و نیز وی را از تملق گویی برادران، سلطه گری حاکمان و زورگویی فرمانروایان حفظ خواهد ساخت.(30)
پی نوشت ها:ـــــــــــــــــــــــ
1. حلیة المتقین، ص 445.
2. تحف العقول، ص 370.
3. غررالحکم، ص 369.
4. بحارالانوار، ج 78، ص 372؛ تحف العقول، ص 580.
5. بحارالانوار، ج 74، ص 151.
6. تحف العقول، ص 290.
7. دیوان امام علی، ص 49.
8. روضة کافی، ج 2، ص 52.
9. نهج الفصاحه، ص 11.
10. مجموعه ورّام، ج1، ص 19.
11. مستدرک سفینة البحار، ج 2، ص 149 ؛ اقوال الائمه، علی اکبر واعظ موسوی، ج 6، ص 156.
12. مواعظ العددیّه (نصایح)، آیة اللّه مشکینی، ترجمه آیة اللّه جنتی، ص 54.
13. بحارالانوار، ج 76، ص 333 ؛ مکارم الاخلاق، ص 429.
14. تحف العقول، ص 26، نصایح، ص 118 و 126.
15. منتخب القصص، قادری نجف آبادی، ص 7.
16. بحارالانوار، ج 14، ص384 ؛ المحجة البیضاء، ج سوم، ص 427 ؛ سفینة البحار، ج1، ص 384.
17. نک: وسایل الشیعه، باب 12 و 13 کتاب احیاء الموات، من لایحضرة الفقیه، باب حکم الحریم.
18. کافی، ج 5، ص 289.
19. مستدرک الوسایل، کتاب احیاء الموات، باب نهم، ج 3، ص 150.
20. بحارالانوار، ج 52، باب 27، روایت 61، ص 331؛ همان ج 52، باب 27، روایت 84، ص 339.
21. این موضوع در ماده 125 قانون مدنی آمده است، همچنین نگاه کنید سوء استفاده از حق، دکتر حمید بهرامی احمدی، ص 305.
22. کافی، ج6، ص 526 ، روایت هشتم.
23. نهج الفصاحه، ص 259 ، 258.
24. جنة الرضوان، ص 129.
25. بحارالانوار، ج 71، کتاب العشرة، باب حق الجار.
26. آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص 98 ـ 97.
27. اصول کافی، ج 4، ص 491.
28. غررالحکم، ص 103 و 715.
29. دیوان امام علی (ع)، ص 60.
30. اقوال الائمه، ج 6، ص 56.

نویسنده : ثارالله | موضوع : داستان هایی از زندگانی اهل بیت


نظرات شما :

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.