server1 server1 server1 server1

آخرین تصاویر فرزندان زهرا

موج پنجم

اندیشه ها
موج پنجم

پدید آورنده : سعید رضوی ، صفحه 28
بی تردید اکثر شهروندان کشورهای حوزه خلیج فارس و در نگاهی گسترده تر منطقه خاورمیانه دیندار بوده و هویت واقعی خویش را در پرتو آموزه های دینی جستجو می کنند. متأسفانه حاکمیت های موجود در این کشورها عمدتاً دین ستیز بوده و از این رو با همسویی با خواست قدرت های فرا منطقه ای به سرکوب هرگونه تلاش برای باز تعریف هویت ملت های مسلمان و در سطحی عمیق تر امت اسلام می پردازند: «باری بوزان» از نویسندگان و صاحبنظران مغرب زمین در مقاله ای با عنوان الگوهای جدید امنیت جهان در قرن بیست و یکم بیان داشته است که جهان اسلام و تمدن سنتی کشورهای خاور میانه تنها مجموعه ای محسوب می شود که از زمان افول امپراطوری عثمانی موفق به باز تعریف خود نشده است؛ اما واقعیت های موجود بیانگر آن است که موج جدید اسلام گرایی عامل اصلی تحول در قواعد سیاسی خاور میانه محسوب می شود.
همان گونه که هویت اسلامی عامل اصلی دگرگونی در ساختار سیاسی کشورهای خاورمیانه است، شیعیان نیز از دهه 1980 (1360) توانسته اند جایگاه خود را در ساختار این کشورها بهبود بخشند. آنان به گونه ای تدریجی تبدیل به بازیگر مهم و مؤثری در کشورهای منطقه گردیدند.
در این نوشتار به دنبال پاسخ به این سؤالات هستیم که بیداری شیعیان چه تأثیری بر فضای سیاسی کشورهای حوزه خلیج فارس به جا گذاشته است؟ آیا شیعیان قادرند موقعیت خود را ارتقاء داده و به نیرویی تأثیرگذار در شکل بندی سیاسی خلیج فارس تبدیل گردند؟ اگر چنین اتفاقی رخ دهد؛ نحوه ساخت بندی سیاسی آن چگونه خواهد بود؟
در پاسخ به سؤالات یاد شده باید گفت که شیعیان در سال های گذشته، به عنوان معضلی همیشگی در خاطر حاکمان کشورهای حوزه خلیج فارس خودنمایی می کرده اند.
گروه های «ناسیونالیسم عرب» نیز شیعیان را به عنوان یکی از عناصر اصلی معمای اهمیتی منطقه مطرح می نموده اند. به همین دلایل وزنه شیعیان در میان سایر گروه های اجتماعی سیاسی این جوامع همواره سنگین و تأثیرگذار بوده است. رژیم های سیاسی حوزه خلیج فارس همواره از این موضوع نگران بودند که آیا انقلاب اسلامی ایران می تواند احساسات انقلابی ضد حکومتی را در منطقه ایجاد کند؟ این نگرانی با توجه به میزان شکنندگی این رژیم ها از یک سو و تحرک شیعیان و در نتیجه جلوه هایی از مبارزه جویی اسلامی با رویکرد شیعی از سوی دیگر دارای فراز و نشیب بوده است.
کشورهای حوزه خلیج فارس نسبت به ماهیت انقلابی جمهوری اسلامی ایران نگران بودند. آنان بر این اعتقاد بودند که گسترش انقلاب اسلامی در ذات ایدئولوژیک انقلاب ایران قرار دارد.
ار موقعیت ایران که بگذریم، کشور عراق از محوریت و اهمیت خاصی در بین کشورهای حوزه خلیج فارس برخوردار است. شواهد نشان می دهد شیعیان عراق هم از نظر تعداد و هم از نظر تأثیر فکری، مهمترین گروه شیعه در جهان عرب به شمار می روند. شیعیان عراق هم اکنون با الگوگیری از رفتار هم کیشان همسایه خود در ایران به عنوان مرکز تأثیرگذار بر هویت و رفتار سیاسی سایر شیعیان عرب محسوب می شوند. به همین دلیل است که کشورهایی همانند اردن، امارات متحده عربی و مصر نسبت به عراق نگران هستند؛زیرا به دور از فشارهای استکبار جهانی و استبداد داخلی و در فضایی دموکراتیک، قطعاً اکثریت حاکمیت از آن شیعیان خواهد بود. از این رو موجی که در عراق ایجاد شده است می تواند سایر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و خاور میانه را تحت تأثیر قرار دهد.
در دوران گذشته، کشورهای حوزه خلیج فارس هویت خود را از طریق کشورهای معارض خود تعریف می کردند. مثلاً در جریان جنگ عراق علیه ایران به تمامی کشورهای عربی بجز سوریه، حمایت خود را از عراق در برابر ایران بعمل آوردند. آنان ایران را به عنوان دشمن خود تلقی کرده و از این طریق هویت سازی اعراب را ایجاد می کردند.
تحولات عراق، قواعد و الگوی روابط منطقه ای اعراب را دگرگون نمود. به قدرت رسیدن شیعیان در عراق منجر به ظهور دومین کشور شیعه در منطقه گردید. این امر با توجه به عرب بودن شیعیان عراق می تواند زمینه مناسب تری برای هویت یابی شیعیان در تمامی کشورهای حوزه خلیج فارس را بوجود آورد. هم اینک یک واقعیت انکار ناپذیر در منطقه وجود داد و آن وجود دو کشور شیعی در شمال خلیج فارس است. در این وضعیت گروه های شیعی به گونه اجتناب ناپذیری از انگیزه لازم برای هویت یابی برخوردارند. به نظر می رسد که در آینده، گستره و شدت مقاومت شیعی در برابر رژیم های سیاسی موجود در تمامی کشورهای حوزه خلیج فارس افزایش خواهد یافت.
در میان شیعیان حوزه خلیج فارس، کشور بحرین وضعیت مشابهی با عراق دارد. اگر چه هم اکنون بحرین به عنوان یکی از پایگاه های سیاسی امنیتی آمریکا در خلیج فارس محسوب می شود، اما واقعیت های موچود بیانگر آن است که در صورت نادیده گرفتن انتظارات شیعیان در این کشور، زمینه برای ظهور بحران های مختلف وجود دارد؛ بحران هایی که در ماه های گذشته به نحو خشن تری خود را نشان داده و منجر به درگیری های مسلحانه میان شیعیان این کشور و نیروهای دولتی گردیده است؛ درگیری هایی که به نحو ظالمانه و غیر انسانی به کشتار، دستگیری، آزار و اذیت شیعیان انجامیده است. شیعیان بحرین در وضعیت بسیار ناگواری بسر می برند و حکومت «الخلیفه» از هر گونه تحرک سیاسی شیعیان و ایفای نقش آنان جلوگیری می نماید.
شیعیان کویت بر خلاف هم کیشان خود در بحرین از موقعیت اجتماعی و اقتصادی مطلوب تری برخوردارند. آنان در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور خود جذب شده اند و دارای رویکرد های متفاوت و متنوعی هستند. از سال 1991 به بعد، حکومت کویت هیچ گونه نگرانی امنیتی از شیعیان کشور نداشته است . اما در عربستان، اوضاع شیعیان این کشور به مراتب از بحرین بدتر است. یکی از تحلیل گران غربی، شیعیان عربستان را مسلمانان فراموش شده می خواند؛ مسلمانانی که هم از ناحیه حاکمیت عربستان و هم علمای وهابی این کشور تحت فشار شدید بوده و هیچ گونه فرصتی برای عرض اندام ندارند. گروه های متعصب وهابی حتی آنان را بدعت گذار در دین و مشرک می دانند به همین دلیل نیز امکان جذب شیعیان در ساختار سیاسی عربستان وجود ندارد.
در هر حال، روند تحولات منطقه به گونه ای اساسی تغییر مسیر داده است. به هر میزان که تحولات سرعت بیشتری پیدا می کنند و دگرگونی های سیاسی مؤثرتری در خاور میانه شکل می گیرد، شیعیان می توانند از محاق دولت های کنترل کننده خارج شوند و این مسأله ای نیست که حاکمان دیکتاتور این کشورها به راحتی با آن کنار بیایند.در حقیقت اندیشیدن به این مهم برای آنان هولناک و فاجعه آمیز است. با این اوصاف شاید پی بردن به ریشه خشونت ها و کشت و کشتار به راه افتاده در عراق، چندان دشوار نباشد.

نویسنده : ثارالله | موضوع : داستان هایی از زندگانی اهل بیت


نظرات شما :

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.