server1 server1 server1 server1

آخرین تصاویر فرزندان زهرا

وصیتنامه شهید عزیزاله ادیبى

 

شهید عزیزاله ادیبى

وصیت نامه:
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص. خدا دوست دارد کسانى را که در صفهاى منظم با اراده‌اى آهنین جهاد مى‌کنند در راهش. چون دارم از نقطه‌اى حرفم را بر روى کاغذ مى‌آورم که دلى پر از شوق به الله و جهاد در راهش و بالاخره عشق به شهادت دارم و دعا مى‌کنم که خداوند در هنگام عمل به من اراده‌اى چون آهن و اراده‌اى همچون اراده شیر خدا على(ع) و حسین(ع) به من بدهد تا بتوانم در جبهه حق و باطل با آخرین نیرویم و با آخرین توانم و با آخرین قطره خونم از مرزهاى اسلام و از دینم وطنم و کشورم و شرفم و حیثیتم دفاع کنم. الان که دارم با شما حرف مى‌زنم بعد از اولین درگیرى خیلى درگیرى شدیدى بوده است و من با یارى خدا توانستم یک مزدور امریکایى را که یک ایرانى بوده است و جبهه‌اى روبروى جبهه حق داشته است به دیار جهنم بفرستم امیدوارم که این کار من خالصانه باشد و دعا مى‌کنم که عمل من خالصانه باشد. اینجا جاى ما امن است. میان مردم جایگاه ماست و یکى از خانه‌هاى اشرافى را اشغال کرده‌ایم، مردم خرمشهر تمام خانه‌ها را خالى گذاشته و فرار کرده‌اند و حق هم داشته‌اند چون شب و روز بر سر شهر خمپاره‌ها و خمسه خمسه مى‌اندازند در اولین درگیرى برادرهاى ما خیلى رشادت و شجاعت و از خود گذشتگى نشان دادند و توانستیم عراقیهاى کافر را تا حدودى عقب برانیم درگیرى شهرى بود، در بندر درگیرى داشتیم برادر اگر یکدفعه شهید شدم که آرزویم این است و دوست دارم شهادتم، شهادتى باشد که فایده‌اى داشته باشد و دوست دارم کشته شدن من باعث بارور شدن و آبستن زندگیهاى دیگر باشد. برادر دانسته باش که من کاملا آگاهانه و از روى اسلام راهم را انتخاب کرده‌ام و هیچ در من نبود که مرا وادار به جنگ با دشمن کند، بر این راستى این را مى‌دانى که دشمن با تمام سلاحهاى خود خیلى بیش از آنکه ما فکر مى‌کردیم ضعیف و ناتوان است و هیچ نمى‌تواند خللى در ایمان مردان جنگجوى خدا بیاورد و روحیه آنها را تضعیف کند هنوز اولین درگیرى یادم مى‌آید که چقدر با شجاعت و پرقدرت جلو رفتیم و دشمن را عقب راندیم من لحظه به لحظه شهادت را حس مى‌کنم و لحظه به لحظه دعا مى‌کنم که خداوند گناهان و اسرافکاریهاى ما را ببخشد و ما را بیامرزد و بهشت را نصیب ما گرداند. (ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا و ثبت اقدامنا و النصرنا على القوم الکافرین) و همیشه در حین نبرد توصیه‌هاى حضرت على(ع) را به یاد مى‌آورم که مى‌گوید در هنگام جنگ دندانها را به هم فشار بده و پاها را محکم بر زمین استوار کن و هر لحظه خدا را یاد کن. برادر آرزو مى‌کنم که خداوند این جهاد مقدس را خالصانه کند. وصیت من به خانواده‌ام این است که هر وقت شهید شدم به خانواده‌ام تبریک بگویند و خانواده من خوشحال شوند و دعا مى‌کنم که شهادت من زمینه‌اى را جور کند که بقیه اعضاى خانواده‌ام شوق شهادت را بگیرند و از خداوند مى‌خواهم که بیش از هر چیز پدرم و از مادرم مى‌خواهم که اگر براى من گریه مى‌کند از شوق خوشحالى براى من گریه کند و من گفته‌ام که این آرزوى من است که شهید شوم چون شهادت میان‌برى است براى تکامل و براى رسیدن به خدا و براى اینکه بهشت را نصیب خود کنیم و از خواهرم مى‌خواهم همچون فاطمه(ع) حجابش را انجام دهد و مى‌دانم که با حجاب اسلامى است و همیشه پیام شهید و رسالتى که بر عهده‌اش است انجام دهد و از برادرانم مى‌خواهم که چون راه فرا گرفتن اسلام و اولین پله مسلمانى براى آگاهى به اسلام مسجد است سنگرها را پر کنید امام خمینى. و من اکنون که به اینجا آمده‌ام مى‌خواهم فرمان رهبر از هر چیز براى من عزیزتر است انجام بدهم و آن رسالتى را که حاصل از تمام خونهاى  شهداى تاریخ اسلام است انجام دهم و از برادرانم مى‌خواهم که راهم را دنبال کنند و از دوستانم مى‌خواهم که راه شهادت و راه خدا را دنبال کنند چون این تنها راه پیروزى است. برادر مهدى افشارى که من خیلى به او علاقه دارم و از خدا مى‌خواهم که او را هدایت کند. برادر بهزادى و عبدالنبى رنگرز و ابوذر و به تمام برادران و دوستان. تمام برادران سلام مى‌رساند و صورت شما را مى‌بوسند بخصوص برادر یدالله و حسن نورى و امیدوارم که شهادت نصیب همه ما شود.
والسلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته
 

 

www.farzandanezahra.com

نویسنده : جامانده | موضوع : شهید عزیزاله ادیبى


نظرات شما :

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.