server1 server1 server1 server1

آخرین تصاویر فرزندان زهرا

وصیتنامه شهید محمدتقى آینه‌بند

گل8

وصیت نامه:
بسم الله الرحمن الرحیم
انا الله و انا الیه راجعون:
لا تقولوا لمن یقتل فى سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون.
آنانکه در راه خدا کشته شدند مرده مپندارید بلکه زنده‌اند و شما این حقیقت را درک نمى‌کنید.
با سلام و درود به رهبرکبیر انقلاب و بنیانگذار جمهورى اسلامى و با سلام بر ملت شهیدپرور ایران خصوصا مردم قهرمان دزفول و با حمد و ستایش پروردگار که نعمات بى‌شمارى به امت اسلامى ایران عنایت کرده و پیراهن و عزت و افتخار را بر تن ما پوشانده که همانا افتخار پرچمدارى اسلام را به ما داده تا زمینه را براى انقلاب امام زمان(عج) فراهم سازیم. و اما بعد: برادران عزیز من خجالت مى‌کشم آنچه را که براى شما مى‌نویسم را وصیت‌نامه بگذارم زیرا من کوچکتر از آن هستم که به شما وصیتى بکنم زیرا در چهره همه شما خدا را مشاهده مى‌کنم و از طرفى شما بهتر از من وظیفه خود را میدانید. ولى چون مسئولم دست به قلم برده این نامه را براى شما مى‌نویسم. در ابتدا پیامم به خانواده‌هاى شهداء این است که پدران و مادران شهیدان بدانند، ما لحظه‌اى از راه فرزندان آنان غافل نخواهیم شد و راه فرزندان آنان را ادامه خواهیم داد تا آنجایى که یا شهید شویم و یا پیروز مادران شهداء بدانید که نمى‌گذاریم پرچم پر افتخار اسلام که در دست حسین‌بن‌على(ع) بوده و حال که در دست فرزندان شما قرار گرفته بود بر روى زمین بیفتد. ما آن پرچم را در دست مى‌گیریم و ادامه خواهیم داد تا انقلاب حضرت مهدى(عج). ولى تقاضایى که از شما دارم این است که صبور باشید و دعاى خیر را همواره غیور مردان اسلام بکنید. و همیشه امام را دعا کنید.
اما پدر و مادر عزیز خودم: بدانید من لحظه‌اى شما را فراموش نمى‌کنم میدانم که چه زحماتى برایم کشیده‌اید تا مرا به اینجا رسانده‌اید. من زحماتى را که شما در جهت تربیت و رشد اخلاقى مى‌کشیده‌اید هرگز از یاد نمى‌برم. و اکنون که اینجا در جبهه هستم این را مدیون شما مى‌دانم زیرا در خانواده‌اى بزرگ شدم که از کوچکى مرا تشویق به یاد گرفتن مسائل دینى مى‌کردند پدر و مادر عزیز اکنون که رژیم بعثى عراق با بمب و موشک شهرهاى ما را بمباران مى‌کند و مرد و زن و کودک را به خاک و خون مى‌کشد مساجد ما را ویران مى‌کند و به پیر و جوان رحم نمى‌کند چگونه مى‌توانم ساکت بمانم و تکلیف شرعى خود را انجام بدهم. در این موفقیت که حفظ و آبروى اسلام در خطر است به یارى اسلام شتابم فردا چگونه جواب خدا را بدهم. چگونه در چهره پیامبر(ص) و على(ع) و سیدالشهداء حسین‌بن‌على(ع) نگاه کنم پدر و مادرم راهى را که انتخاب کرده‌ام راه خونین سرور شهیدان حسین‌بن‌على(ع) است. راهى است که تنها عاشقان در آن گام مى‌نهند. پس اگر من در این راه شهید شدم ناراحت نباشید زیرا در راه خدا شهید شده‌ام و شما مرا در راه خدا داده‌اید و کسى چیزى را که در راه خدا داده است ناراحت نمى‌شود. زیرا آن را از دست نداده پس بعد از من ناراحت نباشید و براى من بر سر و سینه نزنید زیرا که ناراحت مى‌شوم.
مادر نمى‌خواهم بگویم که بر من گریه نکنى و اگر مى‌خواهى گریه کنى لااقل کم گریه کن مادرم صبر پیشه کن که خداوند یاور صابران است که خداوند خود فرموده«ان الله مع الصابرین» مادرم صبور باش آنچنان که زینب بر هفتاد و دو تن صبر کرد مادرم نکند ندانسته حرفى از زبانت بیرون بیاید تا موجب خشنودى دشمنان اسلام بشود نکند بعد از من تحت تأثیر سخنان کسى قرار بگیرى حتى اگر نزدیکترین فرد به شما باشد. مادرم آنچنان که دل کندن شما از من سخت است دل کندن من هم از شما مشکل است. مادرم این تکلیف است که من انجام مى‌دهم من همه شما را بسیار دوست مى‌دارم و بدانید جز براى خدا ذره‌اى به شما علاقه ندارم و میخواهم شما مرا هم جز براى خدا دوست ندارید. مادرم اگر نعوذ بالله من فردى فاسد بودم چقدر مایه سرافکندگى شما مى‌شد. پس خدا را شکر کنید که فرزند شما راه خود را پیدا کرده و در راه خدا شهید شده.
پدر و مادرم دیگر نمى‌خواهم بیشتر مزاحم شما شوم و تنها خواهشى که دارم اگر بدى از من دیده‌اید مرا عفو کنید میدانم فرزندى بى‌لیاقت براى شما بودم و هرگز قدر شماها را نمى‌دانستم و میدانم شما چه زحماتى پاى من کشیده‌اید پس مرا عفو کنید براى بار دیگر مى‌گویم مرا عفو کنید از دور دست شما را مى‌بوسم. خاک پایت تقى مادر جان.
آینه‌بند محمدتقى
بسم الله الرحمن الرحیم
و قاتلو هم حتى لا تکون فتنه و یکون الدین لله فان انتهوا فلا عدوان الا على الظالمین.
و با کافران جهاد کنید تا فتنه و فساد از روى زمین بر طرف شود و همه را آیین دین خدا باشد و اگر از فتنه و جنگ دست کشیدند- با آنها عدالت کنید- که ستم جز بر ستمکاران روا نیست.
ملتى که شهادت دارد اسارت ندارد ملتى که شهادت براى او سعادت است البته پیروز است. (امام خمینى)
به نام الله پاسدار خون شهداء و با سلام و درود به امام زمان(عج‌الله) و با سلام بر نائب بر حقش امام خمینى و سلام و درود بر تمامى خانواده‌هاى شهداء و حمد و ستایش پروردگار را که پیراهن عزت را بر تن ما شیعیان ایران کرده که همانا پرچمدارى مسلمانان است.
به نام او وصیت‌نامه خود را آغاز مى‌کنم:
البته خجالت مى‌کشم آنچه را که مى‌نویسم نامش را وصیتنامه بگذاریم زیرا من کوچکتر از آنم که به شما وصیتى بکنم زیرا در چهره همه شما خدا را مشاهده مى‌کنم و از طرفى شما بهتر از من وظیفه خود را مى‌شناسید. خدمت پدر و مادر عزیرم سلام، علیکم: پدر و مادرم مى‌دانم که چه رنجهایى پاى من کشیده‌اید تا مرا به اینجا رسانده‌اید(بیارى الله) و مى‌دانم تا این موقع این حقیر کارى براى شما انجام نداده، امیدوارم که مرا ببخشید. پدر و مادر مى‌دانم که دل کندن از فرزند چقدر مشکل است اما مى‌دانم در این راهى که مى‌روم یعنى راه حسین‌بن على(ع) و راه پدرش و راه پیامبر(ص) که همان راه الله مى‌باشد از هر چیزى گذشتى براى مومنان به الله آسان است. زیرا مى‌دانید چیزى را که در راه خدا مى‌دهید آن را از دست نداده بلکه امانتى بوده که به صاحبش سالم برگردانده شده. پس پدرم و مادرم اگر خدا رحمتش را شامل حالم کرد و مرا پذیرفت نکند بعد از من بر سر و صورت خود بزنید زیرا باعث شادى دشمنان اسلام مى‌شود. البته نمى‌خواهم بگویم که گریه نکنید اگر مى‌خواهید گریه کنید لااقل کم گریه کنید تا ناراحت نشوم، پدر و مادرم بدانید که من با آگاهى کامل این راه را که همانا راه حسین‌بن على(ع) انتخاب کرده و در آن گام نهاده‌ام. امیدوارم که از شنیدن شهادتم ناراحت نشوید و یادتان باشد آنچه را که در راه خدا مى‌دهید از دست نداده‌اید.
اما برادرانم: محمدعلى و محمدکاظم و محمدباقر و محمود و علیرضا به همه شما برادرانم سلام عرض مى‌کنم برادرانم بعد از شنیدن شهادتم پدر و مادرم را دلدارى دهید و به آنها کمک کنید. برادرانم دوست دارم که نمازهایتان را سر وقت بخوانید و توجه و توکل زیادى بر خدا داشته باشید و به علیرضا دادش کوچکم نماز را یاد بدهید و بگویید تقى دوست دارد که نماز بخوانى در ضمن ده تومان از پولهایم به علیرضا بدهید زیرا روزى که مى‌خواستم به جبهه بروم از من پول خواست که بیسکویت بخرد و من جیبم خالى بود.
اما سخنى دارم با خانواده‌هاى شهداء:
خانواده‌هاى شهداء بدانید که شما چشم و چراغ این امت هستید و این را امام امت فرموده و این را بدانید که ما هرگز از راه فرزندان شهیدتان دست برنمى‌دارم تا اینکه یا در این راه کشته شویم و یا پیروز اما تقاضایى که از شما دارم این است که صبر را همچون زینب(ع) پیشه خود سازید و دعا خیر را همراه رزمندگان اسلام بکنید و همیشه بعد از نماز امام را دعا کنید
اما با برادران و خواهران گرامى:
پیام من به همه برادران عزیز این است که راه شهیدان را ادامه دهند و توکل بر خدا کرده و به جبهه بیایند تا هم ساخته شده و هم جهادگر باشند. برادران عزیز مساجد را پر کنید که مساجد سنگر اسلام مى‌باشند و نمازهایتان را سروقت بخوانید و اگر امکان داشت حتما به جماعت.
و از همه برادران مى‌خواهم که خالصانه‌تر با یکدیگر برخورد کنند همیشه اعمالشان براى خدا باشند و توکل بر او داشته باشند و از برادران کوچکم(نوجوانان) تقاضا دارم تا آنجا که مى‌توانند مسائل دینى را یاد بگیرند و در مساجد و جلسات قرآن شرکت کنند تا فردا سربازانى فداکار براى اسلام باشند و از پدر و مادرها مى‌خواهم تا فرزندان خود را از کوچکى با مسجد و منبرآشنا سازند. اما سخنم با خواهران این است که با پاکدامنى و حفظ حجاب خود را خون ما پاسدارى کنند شما با حجاب خود خدا را خشنود کنید چون از خون شهداء پاسدارى خواهید کرد و دنیا و آخرت به خودتان سود رسانید من هرگز دخترانى را که حجاب را رعایت نمى‌کنند نمى‌بخشم چون خدا را به خشم مى‌آورند. اما آخر سخنانم با برادران این است که اگر بدى از من دیده‌اند و یا روزى از من ناراحت شده‌اند مرا عفو کنند و ببخشند هر کسى از گناه دیگران درگذرد خدا هم در آخرت از گناه او مى‌گذرد. پس برادران بار دیگر مى‌خواهم که شما مرا ببخشید تا شاید مورد لطف و رحمت خدا قرا گیریم اما شما برادران و خواهران که هنوز به خود نیامده‌اید عظمت امام و انقلاب اسلامى را درک نکرده‌اید فریب نفس خوبش را خورده و از آخرت غافل شده‌اید این را بدانید که روزى مرگ گریبان همه ما را خواهد گرفت. نکند در غفلت بمیرند و آتش دوزخ شما را فرا گیرد نکند در ذلت بمیرند که امام حسین(ع) آزادانه در راه الله شهید شد. به خدا قسم این دنیا ارزش هیچ چیزى را ندارد و هر چه روى این زمین تلاش کنى روزى این زمین تو را در خود فرو مى‌برد. برادران گوش کنید که سال ۳۶۵ یا ۳۶۶ روز است ما آن را ۴۰۰ روز مى‌گیریم یک انسان ۷۰ ساله تنها ۲۸۰۰۰ روز در دنیا نمى‌ماند پس بخود بیایید و توجه کنید تقوا پیشه کنید خود را محاسبه کنید قبلا از اینکه محاسبه کنند که فردا دیر است. اما باز تو اى مادر عزیزم: من چقدر در شهر بمانم و از خدا خجالت نکشم و نظاره‌گر شهادت یاران باشم فردا چگونه مى‌خواهم جواب خدا را بدهم اگر مرا دوست دارى کمى هم به حال من بنگر که نمى‌خواهم آخرتم سوخته شود براى دنیایم نمى‌خواهم آخرتم را به دنیایم بفروشم. نمى‌خواهم هم در ذلت بمیرم در حالى که امام حسین(ع) در حین جهاد شهید شد. مادرم اگر خدا سعادت شهادت را نصیبم کرد اگر خواستى گریه کنى کم گریه کن در جلو کسى نباشد. مى‌خواهم مانند زینب صبر داشته باشى و تنها خواهشى که از تو دارم باز مى‌خواهم  که مرا عفو کنید چون مى‌دانم که لیاقت فرزندى و این چنین مادرى قهرمان را نداشتم و حمد مى‌کنم خداى را که در دامان این چنین مادرى بزرگ شدم خداحافظ مادر جان. والسلام – بارالها تو خود مى‌دانى من آن کس را دوست دارم که اسلام را یارى کند حتى اگر در دورترین نقطه دنیا باشد آن کس را دشمن مى‌دارم که دشمن اسلام باشد حتى اگر نزدیکترین فرد نسبت به من باشد. دوست دارم آنچه را دوست مى‌دارى و دشمن دارم آنچه را دشمن دارى.
بارالها به من کمک کن تا وظیفه و تکلیفم را که جهاد در راه توست بخوبى انجام دهم تا جایى که یا پیروز شوم و یا در آن راه مقدس شهید گردم. بارالها تو خود مى‌دانى که عاشقانه بسوى خود مى‌آیم پس مرا دریاب و از تو تقاضاى عفو و بخشش مى‌کنم و مى‌خواهم سعادت شهادت را نصیبم سازى اگر لیاقت داشته باشم.
روزها فکر من این است همه شب سخنم                   که چرا غافل از اعمال دل خویشتنم
ز کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود                            به کجا مى‌روم آخر ننمایى وطنم
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک                            چند روزى قفسى ساخته‌اند از بدنم
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم               آنکه آورد مرا باز برد در وطنم
در آخر از همه برادران و خواهران مى‌خواهم که در عظمت امام و انقلاب اسلامى بیشتر دقت کنند و همیشه امام را دعا کنند و راه شهیدان را ادامه دهند چند وصیت دیگر.
اگر شهید شدم آنهاى را که نماز نمى‌خوانند بر مزارم حاضرنشوند و همچنین کسانى که به ولایت فقیه اعتقاد ندارند اگر توبه کردند اجازه دارند بر مزارم حاضر شوند در ضمن مرا در شهیدآباد دفن کنید و اگر امکان داشت بعد از غسل لباس نظامى بر تنم کنید از برادران مى‌خواهم که برایم نماز بخوانند و اگر امکان داشت روزه بگیرند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته. خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار
محمدتقى آینه‌بند

 

 

www.farzandanezahra.com

نویسنده : جامانده | موضوع : شهید محمدتقى آینه‌بند


نظرات شما :

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.