server1 server1 server1 server1

آخرین تصاویر فرزندان زهرا

وصیت نامه شهید ماشااله ابراهیمی

شهید ماشااله ابراهیمی

وصیت نامه: « وصیت نامه شهید ماشاالله ابراهیمی »
یا ایها الذین آمنوا الذین لینکم من اکفار رو الیجد و فی والموان الله متقین
۱۲۲سوره توبه
ای اهل ایمان با کافران از هر که با شما نزدیک تر است شروع به جها کنید و باید کفار در شما درشتی و نیرومندی و پایداری حس کنند، بدانید که خدا همیشه یار پرهیرکاران است.
و آیه ۷۲ سوره توبه، از پیغمبر با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنها بسیار سخ گیر که ممکن آنها در دوزخ است و بسیار بد منزل گاهی خواهد بود.
ابتدا از جنگ شروع می کنم.  بیشتر صحبت من در رابطه با برادران سپاه است، اکنون در شرایطی هستیم که هیچ فرضی بالاتر از جنگ و این ملت و کلیه مسلمانها وجود ندارد، و بالاتر از این مسئله ای ما نداریم.  اسلامی که سیلی خورده، از قرنها سلطنت ها و پادشاهانی که روی کار آمدند و رفتند از همه سلسله هایی که در تاریخ ایران خوانده ایم، اسلام از همه اینها گذشته و به ما رسیده و اکنون بدست ماست و خدا نکند این امت و مسلمان های فعلی که در سطح جهان هستند، اسلام را و این مام برحق را تنها بگذارند،خدا نکند که شرایطی که در صدر اسلام، بعداز پیغمبر و چه در زمان پیغمبر، مشکلاتی که برای دین اسلام و دین خدا وجود داشت، هرچند الآن هم وجود دارد، ولی مشکلات بعدی انشاالله تکرار نشود.، ای مردم و شما ای برادران عزیز سپاه بایستی که بیشتر موقعیت های خودتان را درک بکنید ما فعلاً در شرایطی نیستیم که اگر یادتان باشد این را به عنوان نمونه می گویم، در زمان اوائل انقلاب امام یک جمله جالبی بیان کردند « که بحث بر سر ولایت هم جایز نیست » در آن زمانی که صحبت اما بیشتر روی محور وحدت می چرخید، ما خودمان شهید هستیم و می دانیم که ولایت چه مسئله مهم و انسانی در زندگی ما شیعیان است ولی امام در آن شرایط گفتند « بحث بر سر ولایت جایز نیست » برادرهای عزیز این حرف را از ته دلم می زنم، از ته قلبم می گویم به شما برادرهای عزیز و ولاحوف به حق هم که داریم، فعلاً شرایط طوری هست که باید از خیلی چیزها چشم پوشی کنیم، بایستی وحدت را حفظ کنیم و فعلاً بقول امام وحدت کلمه را حفظ کنیم.  این اصلی ترین مسئله است، ما الآن از چهار طرف دنیا تحت محاصره ایم، چنگال های ابرقدرت ها رو به ما گرفته شده، در این شرایط این نظر خود من است که   نبایستی خدای ناکرده حتی کوچکترین مسئله ای را بوجود بیاوریم و به آن دامن بزنیم.  و برادرهای عزیز باید خودشان را حفظ کنند و در این شرایط به جنگ بپردازند.
شرایط ما در جنگ به جایی رسیده که عنان کار در اختیار ماست و بقول معروف ما در میدان جنگ همه کاره ایم، بایستی برادرها، کلاً ملت ایران هم و غم شان را روی این مسئله بگذارند که اگر ما بتوانیم این درد منطقه خاورمیانه را که عراق هست باز کنیم کل منطقه اسلام را فرا خواهد گرفت.
الآن در شرایطی هستیم که همه این خلیج فارسی ها و خاورمیانه ای ها پشت صدام را گرم نگه داشته اند و برای اینکه در خاورمیانه باز شود همه این سلطانها، و حسن ها و حسین ها و مبارک ها و نامبارک ها، همه اینها رفتنی هستند.
در این شرایط ما باید خودمان کلاممان را قاضی کنیم آیا در شرایطی هستیم که جنگ را فراموش کنیم و در این شرایط حساس خدای ناکرده به مسائل دیگر بپردازیم ؟ حالا خودتان ( برادرها) هستید که باید تصمیم بگیرید.  و اما مسئله دیگری که می خواهم بگویم.  این است : که
شرایط فعلی دنیا و موقعیت جفرافیایی دنیا طوری هست که اگر دقت بکنید حساس ترین نقاط و استوارتر یک در سطح دینا را ما مسلمانها داریم، کانال سؤئز حساس ترین منطقه ای است که نصف دنیا را توی دریاها دور بزنید کانال سؤئز این مشکل را حل کرده است.  و در اختیار مسلمانها است.
تنگه جبل الطارق هست، تنگه هرمز هست، اگر این تنگه ها را ملت مسلمانان نه تنها ایران، به خودشان بیایند و فقط یک روز این تنگه ها بسته باشد دنیا سقوط کرده است.  دینا در اختیار مسلمین است، پس برماست که لااقل الآن که نمی توانیم کاری بکنیم برای ملت های دیگر، به جنگ بپردازیم و مسئله را از اینجا دنبال کنیم که اگر جنگ مسئله اش حل شود همه آن مسائل جمیعه این مسئله حساس تر است.  خدا کند انشاالله برادرها به جنگ بپردازند و این مسئله را حل کنند و مصمم و استوار بپای جنگ باشیم که انشاالله پیروزی نزدیک است.
یک توصیه دیگر به برادرها دارم.  که حرمت این لباس سپاه را حفظ کنند، این لباس خیلی مقدس است و برادرهای بسیاری این لباس سبز کفنشان بوده، چه در جنوب چه در دشت های پر از ریگ و شن زارهای جنوب چه در کوه های سر به فلک کشیده غرب و چه در کویرهای سیستان و بلوچستان چه در شهرها و ترورهای کور منافقین.  این برادرهای سپاه بودند که جانشان را در این راه دادند پس برادرهای عزیز که خودت را سپاهی می دانی که این نکته را از این بنده حقیر خدا گوش کن.  که این لباس حرمت داره-  این لباس مقدسه و آبرو حیثیت این لباس را حفظ کنید.درسته که این یک پارچه است و پارچه خود به خود ارزشی ندارد ولی آن چیزی که به این پارچه آبرو و حیثیت داده اسلام هست-  پس برادرهای عزیز خودتان را حفظ کنید و پاسدار باشید.  و این توصیه را از این بنده حقیر بشنوید و ببینید در این شرایط و بقول معروف در این بهر تعمق کجای کار هستی، کجا می روی؟ و آخر و عاقبت چیست؟ یک مقدار دور اندیش باشیم در زندگی مواظب باشیم که خدای ناکرده از صراط مستقیم دور نشویم و همیشه در حالت مراقبت از خویشتن خویش باشیم- دینا رفتنی است دینا فانی است، بیاییم و خودمان را بسازیم و همه چیز زندگی ما در قرآن است پس برادرهای عزیز بیشتر به قرآن نزدیک شوید و بیشتر با قرآن کار کنید تا بیشتر به مسائل اسلام آشنا شوید.
در خاتمه از برادرهای سپاهی و غیر سپاهی و کلیه مردم حلالیت می طلبم و امیدوارم مورد بخشش برادرهای عزیز قرار بگیرم مخصوصاً زمانی که در شهرداری کار می کردم، برخوردهایی داشتم و خودم من می دنم درست نبوده و امیدوارم که مردم شهیدپرور از این مسئله بگذرند و این بنده حقیر را حلال کنند.  خداوند انشاالله به همه خانواده های شهدا صبر و اجر عنایت بفرماید.  خداوند انشاالله همه شما ملت شهیدپرور و همه مسلمانها را در روز قیامت با امام زمانشان محشور بگرداند و انشاالله فقیه عالیقدر و کلیه علمای خط امام را حفظ کند و خداوند انشاالله عمر طولانی برای امام عزیز عنایت فرماید و انشاالله خداوند چشم ما را به جمال امام زمان روشن بفرماید.
و اما سخنی با پدر و مادر عزیزم.  شرمنده ام از اینکه ۲۵ سال از عمرم می گذرد و هنوز نتوانسته ام گوشه ناچیزیی از آن زحماتی که شما پدر و مادرعزیز برایم کشیدید را جبران کنم.
زحمات و مشکلاتی در آن شرایط سخت و بحرانی که آثارش الآن دارد ظاهر می شود، نفس تنگی ها فشار قلب ها و همه آنها گواه بر رنج و مشتقت هایی است که شما در آن دوران داشته اید و من از صمیم قلبم از خدا می خواهم که انشاالله پایتان را در صراط نلرزاند و انشاالله جز بندگان خاص خدا باشید که به بهشت می روند و من زبانم قاصر و کوتاه است از زحمت هایی که شما کشیده اید حتی بتوانم بیان کنم چه برسد به اینکه تشکر کنم- خداوند از شما راضی باشد و شما را به بهشت و جنات ببرد- و تشکر می کنم از تمام برادرانم که همیشه مورد حمایت و لطفشان بوده ام و چراغ راه زندگی من بودند و راهنمایی ام کردند.
من نتوانستم زیاد در اختیار همسرو خانواده ام باشم، برای چیزی فعالیت می کردم که انشاالله مورد قبول درگاه خدا بوده و خواهد بود.  و همسرم نباید ناراحت شود که این چند سال زندگی (۳سال)  نتوانسته ام به او خدمتی بکنم- شرایط فعلی جمهوری اسلامی و شرایط جنگ این طور حکم می کرده و این چیزی بوده که برای همه ملت ایران بوده است.  و اگر انشاالله ثوابی نصیبم می شود که حتماً هست به پدر و مادرم و همسر عزیزم هم عنایت فرماید و خداوند طاقت و صبر به آنها عطا فرماید.
و من جداً از همسرم شرمنده هستم وانشاالله که حلالم کند.  و یک نکته در مورد هم شهریان عزیزم.  لازم به تذکر می دانم که پیغام مرا به همسر به هر نحوی برسانید که این بنده حقیر شرمنده است که اگر حقی گردن من دارند حلالم کنند و تشکر می کنم از دوستان بسیار عزیزی که در دوران جنگ با آنها بودم و چراغ زندگی من بودند و باعث شدند تا این حد لااقل با انقلاب باشم و من خودم را مدیون آنها می دانم و انشاالله که حقی گردن من دارند بگذرند و حلالم کنند.
و اما در مورد فرزندانم :
عمار عزیزم حالا که دو سالت است و چیزی را تشخیث نمی دهی، و وقتی به مدرسه رفتی و در کلاس درس و درس های تاریخت خواهی خواند که این ملت ایران چه رشادت هایی کردند و چه شجاعت ها نشان دادند و چگونه به آب و آتش زدند که این اسلام را به این حد برسانند و این اسلام را لااقل به تو برسانند.  امیدوارم که آینده ات درخشان باشد و سرباز فداکاری برای اسلام باشی و بدانی چه زحمت او چه مشقت ها این ملت کشیدند که تو و امثال تو را به حدی رساندند.  که مومن باشی- همیشه آرزویم این بوده که بتوانم خدمتی بتو بکنم- اگر زنده  بودم در خدمتت خواهم بود و اگر خداوند توفیق شهادت را نصیبم کرد امیدوارم رهرو و راه همه شهدا باشی و پدرت.  این پدر حقیر تو آرزو داشت همچون سردارانی مانند چمران زندگی بکند و مانند چمران بمیرد، ولی نتوانست.  امیدوارم تو فرزند عزیزم الگوهایی چون شهید چمران ها را که در کتاب تاریخت خواهی خواند برای خودت انتخاب کنی و انشاالله که موفق باشی در زندگی و بتوانی فرزند برومندی برای اسلام باشی-
از همه مردم- از همه خانواده- از همه حلالیت می طلبم.
« والسلام.»

 

 

www.farzandanezahra.com

نویسنده : جامانده | موضوع : شهید ماشااله ابراهیمی


نظرات شما :

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.