server1 server1 server1 server1

آخرین تصاویر فرزندان زهرا

وصیت نامه شهید مهدى احسان‌نیا

گل5

وصیت نامه:
بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت میدهم به یگانگى پروردگار هر دو عالم و فرستاده بر حق او محمد (ص) و على امیرالمؤمنین (ع) و شهادت میدهم به پاکى و صداقت راه امام خمینى این وصیت نامه بنده روسیاه و شرمسار خداست که عمرى را در راههائى از قید و بندهاى زندگى  سپرى کرد و علیرغم الطاف و موهبتهاى الهى ره به بیراهه و گمراهى برد و باید در روز محشر نظاره‌گر پرواز شهیدان باشد و خود آواى واحسرتا سر دهد چرا که نتوانست از این امتحان و آزمون زندگى دنیوى سر بلند بیرون آید و تنها چشم امید به دستهاى قدرتمند و پر از رحمت ایزدمنان دوخت تا شاید بواسطه مؤمنین و صدیقین وشهداء قلم عفو بر تمامى جرائم وکردارها بکشد که موجبات نارضایتى او را فراهم ساخته بود. «ولا تهنو وتدعوالى السلام وانتم الاعلون والله معکم ولن یتوکم اعمالکم » پس شما اهل ایمان در کار دین سستى روا مدارید و ( از ترس جنگ کافران را ) به صلح دعوت مکنید که شما بر کفار غالب  و بلند  مقام تر خواهید  بود و خدا با شماست و از اعمال  شما هیچ نمى کاهد. خدایا در این شب تار تنهاى تنها و راضى از این وضع بخاطر بودن با تو ترا فریاد میکنم، میدانم  گناهکارم میدانم روسیاهم، اما این را نیز میدانم که تو خیلى مهربان و آمرزنده تمامى گناهان و خطاى خطاکاران هستى پس رو بدرگاهت آورده و باردیگر طلب آمرزش ومغفرت مینمایم. خدایا احساسى در من بوجود آمده است که قابل توصیف نیست و نمى دانم چه خواهد شد اما اى پناه بى پناهان و اى بخشاینده مهربان، اگر قرار است که مرگ مرا در بر گیرد ترا به حق خودت قسم میدهم که مرگم را شهادت در راه خودت قرار دهى، خدایا تو خود شاهدى و از درون من آگاه که من از مرگ نمى‌ترسم از دنیا میترسم، از چگونگى اعمالم و از هواهاى نفسانى که شاید باعث جدائى بین ما شده باشد ترس من از مردن نیست از چگونه مردن است که نکند آخرین لحظات عمرم را نیز آلوده به گناه باشد. پروردگارا تو آن لحظه عمر مرا در راه خدمت خود قرار ده من که در مدت عمرم در سرتا سر زندگیم نتوانستم موجبات رضایت ترا فراهم سازم. پس مرا یارى فرما و توفیقى نصیبم گردان که مرگم شاید باعث رضایت تو باشد. خدایا از آن هنگام که با تو عهد و پیمان بسته تا تمام اعمال و گفتار و کردارم در راه تو باشد نمیدانم چقدر عهد شکنى کرده‌ام و آن هنگام که دست و پایم را گرفته و به خاک میسپارند اگر مرا صدایم نکنى چه کنم خدایا به کى پناه آرم جز تو. خدایا این عزت براى من کافى است که تو پروردگار من هستى، و این بزرگترین افتخار من است که عبد و بنده تو باشم، تو آن چنان هستى که من دوست دارم، پس اى خدا مرا آنچنان کن که تو دوست دارى. مادر صبور خداپرستم شرمنده‌ام که بخاطر سرعت عملى که لازم است نمى‌توانم براى خداحافظى و شاید آخرین دیدار بدست بوست بیایم و خدا شاهد است دلم همانقدر که براى شهادت پرپر میزند بریا صحبت و نوازش تو تشنه است مادر نازنین – پدر عزیزم ، وقتى که همکارى خود را با برادران سپاه شروع کردم همیشه سعى میکردم کارهایم فقط براى رضایت خدا باشد مادر حالا هم احساس میکنم کسى به من الهام میکند که شهید خواهم شد گر چه شاید این سعادت نصیب من نشود ولى مادر دعا کن که بتوانم کارهایم را در جهت رضاى خداى عزیزم انجام بدهم و به این سعادت برسم مادر چند بار امام خمینى رهبرم را خواب دیدم انگار که مرا صدا میزند راستى مادرجان اگر خدا خواست وموقع شهادت من رسید یادت باشددر دنیاى دیگر شهید به ملاقاتت خواهم آمد شهیدى که حتى شهادتش را مدیون توست مادر میدانى بغیر از خدا ترا دارم، مادرم حالا که کاروان شهرمان از خون سرخ لاله‌هاى پرپر طغیان نموده و گلبرگ سرخ لاله ها در کوچه هاى شهرم بوى شهادت گرفته اند، ماندن را گناه میدانم حالا که رهبرم فریاد (هل من ناصر ینصرنى) را سر داده اند پس باید رفت، باید از میان آتش و گلوله  گذشت باید براى احیاء اسلام عزیز خون داد، جان داد، و باید شتابان رفت تا از قافله عقب نمانیم، اگر در این راه قدم گذاشتم از کمال وفادارى  به رهبرم بوده و به شیرت قسم که هرگز به رهبر عزیزم بیوفا نبوده ام،  و از تو میخواهم هنگام نماز رهبر عزیزم و آقا سرورم منتظرى را دعا کنى، همانگونه که تمام روحانیون را دعا میکنى، و از بستگان و دوستانم میخواهم که خط امام را رها نسازند که همانا در پوچى و بیراهى محض گرفتار میشوند خداوند به تمام برادران پاسدار و جهاد و انجمن هاى اسلامى و حزب الله همیشه بیدار باشد همانطور که تاکنون بوده و قدرت خود را از دست ندهد همانگونه که نخواهد بود زیرا لشکر امام زمان (عج) همه جا هستند پدر ومادرم از شما میخواهم وقتى که خبر شهادت مرا فهمیدید ، دست‌هایتان را بسوى آسمان بلند کنید و بگوئید، الحمدالله و سپاسگزار باشید خداى عزیز را که پسرتان را به آرزوى خود رسانید و از شما تقاضا میکنم در مرگ من گریه نکنید که باعث شادى دشمنان دینم باشم خیلى دوست داشتم که خود شخصا به دیدار تمامى دوستان و بستگانم که مدتهاست از آنها بى خبر هستم، میرفتم و آنها را براى آخرین بار دیدار میکردم ولى حالا که دیگر در میان شما نیستم از شما تقاضا میکنم که به کلیه بستگان و دوستانم سلام برسانید و از آنها بخواهید چنانچه از من رنجشى داشته باشند مرا ببخشند. مادر نمى دانم چه کسى این نامه را برایت مى آورد ولى بهر صورت از او تشکر میکنم.
« والسلام »

 

 

www.farzandanezahra.com

نویسنده : جامانده | موضوع : شهید مهدى احسان‌نیا


نظرات شما :

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.