server1 server1 server1 server1

آخرین تصاویر فرزندان زهرا

کتابِ فضلِ معصومین

اهل بیت(ع)

کتابِ فضلِ معصومین

پدید آورنده : محمد بن اسحاق حمدی ، صفحه 95
درخت مبارک
آورده اند که حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم در راه مکه به مدینه هنگام هجرت به خیمه امّ معبد رسید، پس از مدتی آب طلبیده دست و دهان مبارک خود را بشست، و آبی که به آن دهان شسته بود، بر پای درختی که بر در آن خیمه واقع بود ریخت، و آن درختی بود خشک شده. مروی است از هند دختر خواهر ام معبد که از برکت آب دهان مبارک سیّد عالمیان آن درخت سبز شد، میوه ای بزرگ از آن درخت حاصل شد که طعمش مانند شهد بود و بویش چون عنبر و هر گرسنه و تشنه از آن می خورد سیر می شد، و هر رنجور که از آن می خورد شفا می یافت، و هر گوسفند و شتر که از برگ آن درخت می خورد فربه می شد و از برکت آن شیرش فراوان می شد، و ما آن درخت خیر و برکت عظیم می یافتیم و آن را درخت مبارک نام نهادیم.
و هم چنین بود، ناگاه صباحی برخاستیم، میوه آن درخت فرو ریخته بود و برگش کوچک شده، بعد از چند روز خبر وفات سیّد کاینات صلی الله علیه و آله وسلم به ما رسید. باز هم چنان به حال اوّل میوه داد. تا مدت سی سال برآمد، باز دیدیم که میوه آن درخت فرو ریخته بود و پر خار شده بود. پس خبر شهادت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام به ما رسید. بعد از آن دیگر میوه نداد اما از برگش شفا می یافتیم. تا مدّتی برآمد، ناگاه دیدیم که از ساق آن درخت خون تازه بیرون آمده. پس خبر شهادت حضرت امام حسین علیه السلام به ما رسید و آن درخت خشک شد.
در فضیلت حضرت علی علیه السلام
فضایل حَسَبی و نَسَبی و موروثی و مکتسبی آن حضرت از حیّز حدّ و حصر بیرون است و آنچه جن و انس از عهده بیرون نتوان آمد.
آورده اند که پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود که: اگر بستان ها همه قلم شوند و دریاها همه مرکب گردند و همه افراد جن حساب کننده شوند و جمله افراد انس نویسنده گردند، نتوانند شمرد فضایل
علی بن ابی طالب علیه السلام را.
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: به تحقیق که خدای تعالی کرامت فرموده برادر من علی بن ابی طالب را چندان فضیلت که از بسیاری آن فضیلت ها شمرده نمی شود، پس هر کس که ذکر کند فضیلتی از فضایل او را، در حالتی که مُقرّ و مُعترف باشد به آن فضیلت، بیامرزد خدای تعالی جمیع گناهان گذشته و آینده او را و هر کس بنویسد فضیلتی از فضایل علی بن ابی طالب را همیشه فرشتگان رحمت آمرزش خواهند از خدای تعالی از برای او مادام که باقی باشد از آن کتاب اثری و نشانی، و هرکس گوش کند فضیلتی از فضایل علی بن ابی طالب را، بیامرزد خدای تعالی جمیع گناهانی را که آن کس به گوش حاصل کرده باشد، و هرکس نگاه کند به کتابی از فضایل علی بن ابی طالب، بیامرزد خدای تعالی جمیع گناهانی را که آن کس به چشم کسب کرده باشد. بعد از آن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود که: «نگاه کردن به سوی علی بن ابی طالب عبادت است، و قبول نمی کند خدای تعالی ایمان هیچ بنده ای را اِلاّ به دوستی علی به ابی طالب و بیزار شدن از دشمنان علی بن ابی طالب.
کرامات امام حسن علیه السلام
روزی حضرت امام حسن علیه السلام با جماعتی در زیر نخلی خشک نزول فرمود. یکی از اولاد زبیر همراه بود. گفت: کاش این درخت، خرما داشتی. آن حضرت فرمود که تو را اشتهای خرماست؟ گفت: بلی. پس امام دست مبارک برداشته دعا کرد، فی الحال آن درخت سبز شده خرما بار آورد. پس به آن نخله بالا رفتند و آنچه بار آورده بود ببریدند و حضّار از آن بخوردند و همه را کفایت آمد.
فقیر نوازی امام سجاد علیه السلام
منقول است که چون آن حضرت از شام مراجعت نمود، بعد از انضمام سر شاه مظلوم به تن مبارکش به مدینه رفته به گریه و زاری مشغول بود و با وجود آن مصیبت عُظمی و محنت کُبری شبانه روزی هزار رکعت نماز می کرد و به روایتی سی نوبت پیاده حج گزارد. و در شب انبان نان بر دوش می گرفت و به خانه فقرای مدینه می برد و صد خانه از اهل مدینه بود که آن حضرت قوتِ ایشان را می داد.
دوستدار اهلبیت
روایت است مردی نزد حضرت امام محمّد باقر علیه السلام آمده گفت که: ای مولای من! پدر و مادرم فدای تو باد. من مردی از اهل شام هستم که خدای تعالی به دوستی شما بر من منّت نهاد و من همیشه تولاّ به شما کرده ام و از مخالفان و دشمنان شما تبرّا نموده ام. مرا پدری بود که دوست بنی امیه بود، و جمعیت وافره و اسباب متکاثره داشت، و چون می دانست که من دوست اهل بیت رسولم، با من دشمن بود و به غیر از من فرزندی نداشت، متاع و اسباب و اثاث البیت را فروخته، قیمت آن را بر نقودِ سابقه خود افزود و در موضعی که خود می دانست، دفن کرد و آن زمین را از من پنهان داشت و چون فوت شد، هرچند طلب آن مال کردم نیافتم.
امام علیه السلام فرمود: می خواهی او را ببینی و از او بپرسی که آن مال کجاست؟ جوان شامی گفت: بلی یابن رسول اللّه ، که بسیار محتاجم و هیچ چیز ندارم. پس آن حضرت مکتوبی نوشت و آن را مهر کرد و گفت: این را بگیر و به بقیع برو و آواز در دِه، مردی می آید، این نامه را به او بده و بگو که من رسولِ محمد بن علی بن الحسینم و هر چه خواهی از او بپرس.
آن جوان می گفت: شب به بقیع رفتم و به آنچه امر شده بود عمل نمودم. شخصی حاضر شد و نامه را گرفت و خواند و گفت: در همین موضع باش تا پدرت را بیارم، بعد از زمانی باز آمد و مردی را با خود آورد. سیاه شده در غایت کراهیت، رَسنی سیاه بر گردنش.
گفتم: این پدر من نیست، زیرا که پدرم مردی سفید بود و پر گوشت. گفت: بخار دوزخ و دود جهنم او را چنین متغیّر گردانیده، پس از او سئوال کردم که تو پدر منی؟ گفت: بلی، گفتم: این چه حال است؟ گفت: ای پسر! به جهت آن که من تولاّ به بنی امیه می کردم و ایشان را از اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم بهتر می دانستم، اکنون من ندامت می خورم، آنگاه گفت برو و فلان موضع را بکن آن مال را بردار. صد و پنجاه هزار دینار است، پنجاه هزار دینار به محمد بن علی بن الحسین ده، و باقی خود صرف کن. بعد از آن رخصت گرفت، متوجّه دیار خود شد.
عیدی امام محمدتقی علیه السلام
روایت است از اسماعیل بن عبّاس هاشمی که گفت: روز عیدی به خدمت حضرت ابی جعفر محمدتقی علیه السلام رفتم و از تنگی معاش شکایت کردم. آن حضرت دست در زیر مصلاّی خود کرد و کفی خاک برداشته در دامنم افکند، چون نگاه کردم تکه ای طلای خالص شده بود. به بازار بردم، شانزده مثقال بود، وجه معاش خود کردم و بعد از آن هرگز فقیر نشدم.
اظهار حاجت
از ابی هاشم روایت است که گفت: در حبس بودم و از گرانی قید گران سنگ و از ضیق بند خانه به تنگ بودم، از این معنی به حضرت امام حسن عسکری علیه السلام شکایت نوشتم، جواب کرامت فرمود که امروز نماز پیشین را در خانه خود خواهی گزارد. پس قبل از ظهر از حبس خلاص شدم و در منزل خود به ادای نماز ظهر قیام نمودم.
پس از آن بس که تنگدست بودم، خواستم که دیگرباره عریضه نوشته از آن حضرت التماس فتوحی نمایم. باز حیا مرا مانع شد، و در آن حال ملازمی از آن حضرت رسید، صد دینار از برای من آورد، و مکتوبی از آن جناب که در آن نوشته بود که هرگاه تو را حاجتی باشد، در اظهار آن شرم مدار.

نویسنده : ثارالله | موضوع : فضایل و مناقب اهل بیت


نظرات شما :

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.